تبليغاتX
یادداشت های کوهنوردان

یادداشت های کوهنوردان

وبلاگ عمومی کوهنوردان ایران

مسابقات جام امید (کرمان)

عکسهای این مسابقه

      

      

        

مقام اول:محمد جعفری از کرمان

مقام دوم:حمید توزندجانی  خراسان

مقام سوم و چهارم بهزاد فردوسی پور از کرمان و رضا پیل پا

+ نوشته شده در  84/10/30ساعت 15:41  توسط رضا ساعی  | 

+ نوشته شده در  84/10/28ساعت 18:6  توسط سرچشمه پور  | 

پیشنهاد صعود

دیوارهای یزد

دیواره طزرجان

   

       

      

اکثر این دیوارها بکر و دست نخورده هستند ارتفاع تقریبی از ۱۵۰ متر تا ۳۰۰ متر میباشد

 فاصله از شهر یزد ۲۵ کیلومتر میباشد  و تا نزدیک این دیوارها جاده ماشین رو وجود دارد

+ نوشته شده در  84/10/26ساعت 1:5  توسط رضا ساعی  | 

قله های بی نام - قسمت آخر

Written by: A. ANSARI @ The Sacred Mountains of Iran  :  Unnamed Peaks      

                  ترجمه و خلاصه نویسی : وحيد سپنج

 

قله هاي بي نام!قسمت دوم( پایانی)

 

2 ) تئوري درصد

شکل2

بهترين راه براي توضيح تئوري درصد، شرح آن با يك مثال است:

فرض كنيد كه قانون 4 درصد را اعمال مي كنيم و دو قله A , B نزديك به همديگر داريم. ارتفاع قله A، 4800 متر و قله B، 4606 متر است. 4 درصد ارتفاع بلندترين قله ای که در آن اطراف وجود دارد(A) برابر است با 192 متر و چون اختلاف ارتفاع دو قله (194 متر) بيشتر از 4 درصد كل ارتفاع قله بلندتر (A) مي باشد، پس مطابق اين قانون، قله B يك قله جديد و مجزا مي باشد. اما اگر قله B تنها 3 متر بلندتر بود (يعني 4609 متر) نمي توانست بعنوان يك قله جديد در نظر گرفته شود.

 

 3) تئوري تفاضل ارتفاع

 

شکل3

با وجود اينكه اين تئوري روش مرسوم آسان و بطور گسترده مورد استفاده قرار گرفته اي براي تشخيص يك قله مجزا مي باشد، چند سوال مهم را بي جواب باقي مي گذارد. فرض كنيد که قانون 20 متر اعمال شود، آنگاه دو قله مرتبط نزديك بهم كه فقط 21 متر اختلاف ارتفاع دارند مي توانند بعنوان 2 قله مختلف در نظر گرفته شوند. اين نكته قابل توجه است كه عرفاً قله هاي بهم پيوسته و خيلي نزديك به يك قله اصلي، نه بعنوان قله اي مجزا، بلكه فقط بعنوان قسمتي از آن قله اصلي در نظر گرفته مي شده اند.

در ادامه مثال ديگري براي توضيح اين قائده آمده است: اكنون تصور كنيد كه قانون تفاضل ارتفاع 80 متر را برگزيده ايم و مي خواهيم دومين قله بلند دنيا را پيدا كنيم . قله اصلي اورست (m8848) و قله جنوبي آن (m8749)، اختلاف ارتفاع 99 متري دارند. در اينجا ما مي توانيم قله جنوبي را بعنوان يك قله جديد و دومين قله بلند دنيا در نظر بگيريم چرا كه بين قله اورست و قله جنوبي آن اختلاف ارتفاع بيش از 80 متر وجود دارد. اما آيا اين روشی منطقي براي تعريف مبناي يك قله مجزا مي باشد؟ آيا قله جنوبي اورست واقعاً يك قله جديد است يا فقط بخشي - قله فرعي- از قله اورست مي باشد؟

 

بسيار خوب، قصد القاي هيچ جوابي را ندارم و چيزي كه مي خواهم در اينجا اشاره كنم اين حقيقت است كه درمنطقه كوهستاني اورست، چندين قله وجود دارد كه در جهان جزو مرتفع ترين ها هستند و در مقايسه با خيلي از كشورهاي ديگر، اعداد مبنايي كه در آنجا انتخاب مي شود (بدون توجه به اينكه كدام تئوري بكار رود) فقط مناسب براي آن ناحيه خاص مي باشد. اگر همان اعداد براي مناطق ديگري كه كوههاي كوتاهتري دارند بكار رود، مي تواند (بطور تئوري) تعداد قله هايي كه قابل دسته بندي بعنوان قله هاي مجزا هستند را كاهش دهد.

بنابراين، اين تئوريها نسبي هستند و بايستي طوري انتخاب شوند كه بتواند شرايط خاص جغرافيايي و ارتفاع نسبي كوههاي ما را در نظر بگيرد. اگر ما قانون برجستگي 91 متري را براي ايران انتخاب كنيم احتمالاً مي تواند تعداد قله هايي را كه امروزه بعنوان قله هايي مستقل و مجزا در نظر گرفته ايم كاهش دهد.

 

موقعيت و ارتفاع نسبي يك قله فرعي نسبت به يك قله اصلي همجوار (قله مادر) موضوع مهم قابل بحث ديگري است؛ ضمن اينكه چند تعريف مختلف نيز براي واژه قله مادر، وجود دارد!

شکل5

شكل 5، سه قله را نشان مي دهد كه همگي از قله D بلندتر هستند، هر كدام از اين سه قله، براي قلهD يك قله مادر هستند. اما اولين و شايد مهمترين قله نسبت به قله D بايد اولين قله همجوار قابل توجه و مرتفع يعني قله C باشد. در اينجا همچنين مي توانيم تئوري برجستگي را براي قله D نسبت به C كه نزديكترين قله همجوار به قله D مي باشد، تطبيق دهيم.

با اينكه قله A براي قله هاي D, C, B قله مادر است، مطمئناً قله C مهمترين قله همجوار قله D است. بنابراين وقتي مبناي يك قله مجزا را بررسي مي كنيم، موقعيت نسبي قله هاي مختلف به يكديگر نيز اصل مهمي است كه بايد بدان توجه شود.

  

بنابراين همه تئوريهاي فوق، مزايا و معايب خود را دارند و ايرادهايي كه بايد رفع شوند. اين تئوريها نسبي هستند و هيچ شماره ماخذ بين المللي ندارند و بر پايه آنچه تاكنون بيان شده بودند، مي باشند. اگر مي خواستم هر يك از تئوريهاي بالا را براي كوههاي ايران پيشنهاد كنم، نتيجه مي توانست بصورت زير باشد:

A)       براي تئوري برجستگي: 20 تا 40 متر

B)       براي تئوري درصد: 2 تا 4 درصد

C)       براي تئوري تفاضل ارتفاع : 20 تا 40 متر

 

نامها

گذشته از منظور كاربردي آنها، اسامي مي توانند ارزشهاي فرهنگي، تاريخي، افتخاري، مذهبي و يا يادگاري نيز داشته باشند. در جغرافيا و نقشه كشي، يك Toponym، نام يك مكان جغرافيايي مي باشد كه مي تواند به نقاط يا نواحي اطلاق شود. در زبان ما اغلب اسامي معناي مشخصي دارند؛ هنگام انتخاب يك نام براي يك قله مجزا موارد زير قابل توجه است:

اول از همه نام انتخاب شده جديد بايد(ترجيحاً) وزين و با ابهت باشد و الهام گرفته از شرايط فيزيكي، طبيعي، جغرافيايي و شكل خاص آن قله يا ناحيه كوهستاني باشد. يك نام جديد بايد مطابق و متناسب با ارزشهاي فرهنگي محلی باشد، همچنين بايد مانوس، متناسب و متشابه نام قله هاي همجوار و بخصوص اگر يك قله مادر وجود دارد، باشد.

 

نامگذاري يك قله بي نام، چرا؟

همانطور كه پيش از اين اشاره شد، امروزه پديدار شدن روند رو به رشد درخواستها و نيازها براي داشتن اطلاعاتي با جزئيات بيشتر راجع به قله هاي مجزاي فراواني كه بدون نام هستند، به تنهايي دليل خوبي براي نامگذاري قله هاي بي نام سرزمينمان مي باشد. نامگذاري يك قله، اطلاعات ما را دقيق و اصلاح خواهد كرد و در نتيجه هدايت و مسير يابي را آسان خواهد نمود. نامگذاري قله هاي بي نام نه تنها ارزش فرهنگي آنها را بالا خواهد برد بلكه مي تواند به آن قله هويت بدهد؛ نه فقط براي يادآوري يك مكان با ارزش در دلها، افكار، خاطرات يا تاريخ، بلكه گذشته از اينها مردم تمايل بيشتري به فراگيري راجع به آنها میيابند و به كوهنوردي، قدرشناسي و حفاظت از آنها نيز گرايش بيشتري پيدا مي كنند و حتي احترام بيشتري براي يك قله نامدار وجود خواهد داشت .                                                                 

                                                                                                                                      پایان

                 

 

هر گونه کپی یا تکثیر این مقاله با ذکر ماخذ آزاد است.

+ نوشته شده در  84/10/25ساعت 20:36  توسط   | 

خواستن نامه

-------------------------------------

فدراسيون كوهنوردي خواستار رعايت مسائل ايمني شد

فدراسيون كوهنوردي روز سه‌شنبه در اطلاعيه‌اي از كوهنوردان

خواست ، مسائل ايمني را رعايت كنند.

اين فدراسيون افزود با توجه به پيش بيني اداره هواشناسي مبني بر

فعاليت سيستم جوي ناپايدار در ارتفاعات و همچنين گزارشات ارسالي

 از قرارگاه‌هاي فدراسيون مستقر در مناطق كوهستاني كشور به تمامي

 كوهنوردان توصيه مي‌شود ، نكات زير را رعايت كنند.

‪ - ۱‬پيش از حركت خانواده خود را از مسير صعود مطلع كنند.

‪ - ۲‬در زمستان با تجهيزات كامل و جيره غذاي اضافي به كوهستان بروند.

‪ - ۳‬حتي‌المقدور در هواي خراب و كولاك از ادامه صعود اجتناب نماييد.

‪ - ۴‬مسيرهايي كه آشنايي نداريد با راهنما و افراد مجرب اقدام به صعود كنيد.

‪ - ۵‬از تنها رفتن به كوهستان حتي مكان‌هايي كه آشنا هستيد ، بپرهيزيد.

‪ - ۶‬با مسوولان امداد و نجات مستقر در مسيرهاي عمومي همكاري نماييد

و به توصيه‌هاي ايمني آنها عمل كنيد.

‪ - ۷‬بعد از بارش برف حداقل ‪ ۲۴‬ساعت از رفتن به ارتفاعات و مناطق

 بهمن گير پرهيز نماييد.

 --------------------------------------------------------------

نقل از كوهنوشت

================================================

موارد بالا رو فدراسيون خواسته چون خواستن كار سختي نيست و هر ننه قمري

 ميتونه چيزي رو بخواد  خب من هم رعايت موارد زير رو از شما ميخوام:

۸- اگر با همنوردان به كوه ميرويد شماره تلفن همراه يك يا چند نفر از

اونها رو به خانواده خود بدهيد.

۹- اگر در ارتفاعات تهران به كوه ميرويد شماره تلفن همراه رئيس فدراسيون

 كوهنوردي ، مسئول كميته امداد ونجات ٬ مسئول روابط عمومي فدراسيون ٬ 

رئيس هلال احمر ٬ كليه مسئولين پناهگاهها ، رئيس تله كابين توچال و

معاونانش و خلاصه شماره تلفن تعدادي از قهوه خانه هاي مسير دربند يا دركه

 و تموم كساني رو كه احتمال ميديد حال تجسس دارند همراه داشته باشيد.

كار از محكم كاري عيب نمي كنه!!

۱۰ - بند  هفت  نصيحت نامه فدراسيون "  ۲۴ ساعت " غلطه ! حداقلش ۴۸ ساعته.

۱۱- در مسير صعود  و فرود حتي اگه مشكلي نداشتيد و تلفونتون  هم آنتن داد

 ( اگه داد ) در چندين نوبت مختلف به يك بهونه اي به خونه تون زنگ بزنيد و با

خوش و بش  و شوخي شوخي  آخرين محل و موقعيت خود رو اعلام كنيد. 

۱۲- بند  " ۳ " فدراسيون را تصحيح ميكنم: در هواي خراب و كولاك حتما از

 ادامه صعود اجتناب كنيد.

۱۳- در صورت بروز سانحه منتظر هلي كوپتر و امداد گر و از اين كوفت و زهر مارها

 نشيد. قلم و كاغذ براي  نوشتن وصيت نامه همراه داشته باشيد.

۱۴- در لحظات آخري كه وصيتنامه مينويسيد براي رهايي از عذاب وجدان ۱۰ بار

 اين جمله را بنويسيد و با صداي بلند بخوانيد :

 " چشمت كور ميخواستي نيايي كوه ، عزيزالهي گفت امدادي در كار نيست "

-------------------------

هميشه بي حادثه باشيد

 

نقل از : "با کوهستان دوست باشیم (ایران کوه)"

+ نوشته شده در  84/10/23ساعت 20:13  توسط ع.عزیزالهی  | 

قله های بی نام - قسمت اول

                 Written by: A. ANSARI @ The Sacred Mountains of Iran  : Unnamed Peaks

                     ترجمه و خلاصه نویسی : وحيد سپنج

 

قله هاي بي نام!  (قسمت اول)

هدف اين مقاله

امروزه بطور بي سابقه اي، ايرانيان بسياري علاقمند به گردش، كوهنوردي، مشاهده حيات وحش و ديگر فعاليتهاي مرتبط با طبيعت شده اند كه ما را براين می دارد که در اين مورد تعمق و مطالعه بيشتری كنيم . بمنظور داشتن برنامه اي با طراحي خوب و موفق يا حتي يك ماجراجويي در قلب رشته كوههاي عظيم يا هر نقطه دورافتاده اي از كشورمان، احتياج به استفاده از نقشه و اطلاعات برگرفته از مردم محلی ،جهت هدايت و مسير يابي داريم.

چيزي كه امروزه با بررسي اطلاعات موجود آشكاراست، كمبود اطلاعات دقيق، بطور مثال براي اسامي نقاط و كوهها مي باشد. وقتي نقشه هاي در دسترس فعلی را ملاحظه مي كنيد، رشته كوههاي عظيمی را می بينيد که معمولاً شامل چندين قله مجزا مي باشند ولي فقط يك نام عمومي دارند، بطوريكه خيلي از قله ها، بي نام باقي مي مانند و اين کمبود ما را براين می دارد که از خود بپرسيم كه آيا ممكن است شناسايي نواحي كمتر بازديد شده طبيعتمان باعث بيدار شدن شوق نامگذاري قله هاي بي نام شود؟

آنچه در آينده اتفاق می افتد بطور كامل قابل پيش بيني نيست اما چيزي كه امروز مي دانيم اين است كه اطلاعات در دسترس راجع به رشته كوهها و قله هاي مجزاي كشورمان، كافي و دقيق نيست. هدف اين مقاله اين است كه توجه بيشتري را به قله هاي بي نام بيشماري كه در جاي خود قابل توجه و برانگيزنده هستند، جلب كند.

 

نيازهاي جديد

هر جا كه كوهي هست، كوهنورداني نيز وجود خواهند داشت و ما ايرانيان نيز در طول تاريخ، هزاران كوهنورد بزرگ مشهور يا ناشناخته اي داشته ايم كه نه تنها به گسترش بسياري از جوانب مختلف كوهنوردي كمك كرده اند، بلكه دانش بتدريج بدست آمده در طبيعت را به نسل بعد منتقل كرده اند.

مجامع كوهنوردي ايران نيز مانند خيلي ديگر از مردمي كه علاقمند به حيات وحش، طبيعت و كوهستان هستند، گذشته از اينكه در زمره اولين سياحان نواحي كوهستاني دورافتاده بوده اند، كارهاي عملي بنيادي و آموزنده بسياري براي حفاظت محيط زيست انجام داده اند. شايد  تا به حال مهمترين نقش كوهنوردان در جمع آوري اطلاعات جغرافيايي و ايجاد نقشه هاي شماتيك بوده است.

خواندن نقشه هاي شماتيك كوه، نسبتاً ساده و راحت می باشد ، اما جزئيات و اطلاعات دقيق کمی را دربرمی گيرند . هنگاميكه از نقشه هاي در دسترس امروزی استفاده مي كنيم      نمي توان اين موضوع را ناديده گرفت كه قله هاي مجزاي بسياري در كشورمان داريم كه  بی نام مانده اند؛ و اين در حاليست که بعضي از قلل داراي دو نام يا بيشتر هستند! اين نکات حاکی از آنست كه نه تنها ما به نامگذاري قله هاي بي نام ، بلكه به استاندارد كردن نامهاي مورد استفاده فعلي نيز نياز داريم.

 

بر چه مبنايي يك قله، مجزا است؟

بنا بر عادت مرسوم، نامگذاري را برای قله ای انجام می دهند که مجزا به حساب می آيد، اما قبل از آن لازم است بدانيم كه واقعاً مبناي در نظر گرفتن قله مجزا چيست؟

همانطور كه در ادامه اين مقاله خواهيد ديد، جواب واحدي براي اين سوال وجود ندارد و من شخصا فكر مي كنم كه ما بايد قادر باشيم قله اي كه به نظر ديگران  قابل توجه يا برانگيزنده نبوده است را نامگذاري كنيم.

با علم به اينكه يك تعريف بين المللی واحدي براي اينكه مبناي يك قله مجزا چيست وجود ندارد به نظر می رسد كه بمنظور نامگذاري يك قله، تنها لازم است كه از رسوم خود پيروي كنيم و بطور منطقه اي برايش تصميم بگيريم. در حاليكه حتي يك تپه 137 متري در خارج از ايران دارای نام می باشد ، ما متأسفانه در ايران قله هاي بلند قابل توجه فراوان، اما بي نام داريم!

بطور كلي 3 تئوري متفاوت كه سعي كرده اند مبناي يك قله مجزا را تعريف كنند،وجود دارد. در اينجا سعي خواهم كرد كه اين ايده ها را خيلي مختصر توضيح دهم،اما قبل از آن لازم است اشاره دوباره ای شود كه هنوز تعريف بين المللی و قابل قبول واحدي براي مبناي در نظر گرفتن يك قله مجزا وجود ندارد، چه برسد به قانونی که چگونگي نامگذاري قله ها را تعريف و تعيين کند . حتي در كشوري مثل آمريكا، حداقل 2 قائده مختلف براي تعريف مبناي يك قله مجزا، بکار می رود.

 

1) تئوري برجستگي (Prominence)

براي اين تئوري به تنهايي 3 تعريف جداگانه وجود دارد! در اينجا مورد استفاده ترين و ساده ترين آنرا شرح مي دهم. اين تئوري براي رسته بندي و توصيف بلندي يك قله نسبت به قله(هاي) همجوار، بكار مي رود.

شکل1

بهترين تعريف براي تئوري برجستگي اين است: ارتفاع يك قله نسبت به بلندترين نقطه اي كه شخص بايد براي صعودي ديگر به يك قله بلندتر، فرود آيد. بعبارت ديگر، صرف نظر از مسيرهاي عبور، براي قله اي با برجستگي P متر، شخص حداقل بايد P متر براي رسيدن از آن قله به يك قله بلندتر، فرود آيد. در واقع برجستگي را مي توان بعنوان اختلاف ارتفاع عمودي بين آن قله و بلندترين گردنه اي كه آن قله را به يك قله بلندتر (دور يا نزديك) متصل مي كند، در نظر گرفت.

در بخشهايي از ايالات متحده آمريكا، قانون برجستگي 91 متر بكار مي رود كه بدين معني است كه از فراز قله اي مجزا بايد حداقل 91 متر فرود بياييد تا به قله اي بلندتر صعودي ديگر كنيد. اگر قله اي، برجستگي كمتر از 91 متر داشته باشد، نمي تواند بعنوان قله اي مجزا كه از قله بلندتر همجوارش جدا باشد، در نظر گرفته شود. اما كشورهاي ديگري نيز داريم كه در آنها مقدار P، 20-30  متر در نظرگرفته شده است.

يك نمونه از اينكه  تئوري برجستگي چگونه اعمال مي شود را مي توان در مثال زير ديد:

مطابق تئوري برجستگي، دومين كوه بلند دنيا،K2 به ارتفاع 8611 متر مي باشد (P= 3811m) و نه قله جنوبي اورست كه 8749 متر ارتفاع دارد(P=10m) .اين حقيقت كه قله جنوبي اورست (P=10m) عملاً از K2 بلند تر است در درجه دوم اهميت قرار دارد. قله جنوبي مانند يك فرزند تحت حمايت قله مادر (اورست) است و بعنوان قله اي مجزا در نظر گرفته نمي شود، بنابراين نمي تواند بعنوان دومين قله بلند دنيا ناميده شود.

يك مثال ديگر، در شكل 1 ، قله E نمي تواند بعنوان قله اي جديد در نظر گرفته شود، زيرا كه برجستگي آن تنها 80 متر است كه نمي تواند آنرا واجد شرايط يك قله جديد و مجزا قرار دهد. در اين تئوري، برجستگي نسبي يك قله به ديگري عامل تعيين کننده براي مبناي يك قله مجزا است و نه ارتفاع حقيقي يك قله.                            

                                                                                                                                           ادامه دارد...


هر گونه کپی یا تکثیر این مقاله با ذکر ماخذ آزاد است.

 

 

+ نوشته شده در  84/10/22ساعت 13:10  توسط   | 

آغاز . . .

باز هم کوه و کوه نوردی باعث شد در شکلی شاید جدید! دور هم جمع شویم . از سال های دور تا امروز تلاش کرده ایم و از این به بعد نیز با تمام تجربیات گذشته تلاش خواهیم کرد تا اعتدال را پیشه کنیم. این اعتدال فرصت خواهد داد علاقه ی مشترک ما و خود ما با کمترین خطا عمل کنیم .

برای تاسیس باشگاه کوه نوردی و شرکت مرتبط با نام "سروش کوهستان" اقدام کردیم و بسیاری از کارهای ثبت را به انجام رساندیم و برخی امور را هم در دست اقدام داریم .

محل استقرار ما و محل دفتر ما در مرکز استان آذربایجان غربی، ارومیه است. برای تماس با ما تلفن ۰۴۴۱۲۲۴۲۶۷۰ در اختیار شما خواهد بود. برای مکاتبه یا مراجعه به ما هم این آدرس مطمئن ترین است: ارومیه. خیابان خیام . پاساژ خرم . طبقه ی اول . پلاک ۴۵ "سروش کوهستان". 

این وبلاگ منعکس کننده ی نظرات رسمی ، خدمات و شرح فعالیت های سروش کوهستان خواهد بود. امید که شما خواننده ی وبلاگ ما باشید. شما از طریق پیوند پست الکترونیک همین وبلاگ می توانید با ما مکاتبه کنید. آدرس ایمیل ما را به خاطر داشته باشید و به دیگران هم معرفی کنید! :soroosh_kouhestan@yahoo.com

در باشگاه، فعالیت های کوه نوردی خود را براساس قوانین سازمان تربیت بدنی و فدراسیون کوه نوردی آغاز خواهیم کرد. در شرکت هم تلاش خواهیم کرد از تخصص و تجربه ی سال های گذشته در جهت تقویت بعد اقتصادی این ورزش و بالطع خودمان  - هر چند محدود - بهره گیریم.

به کمک همه و مشاوره با شما هم نیازمندیم . دریغ نکنید.

+ نوشته شده در  84/10/20ساعت 23:57  توسط   | 

خبرگزاری کوه پرس !!!

آخرين اخبار كوهنوردي را از اينجا دريافت و مطالعه كنيد .

-----------------------------------------------------------------

يك كلاغ  يا چهل كلاغش گردن خودشون !!

 

نقل از : با کوهستان دوست باشیم( ایران کوه )

+ نوشته شده در  84/10/20ساعت 17:22  توسط ع.عزیزالهی  | 

توچال می روید ؟ برفراز ، سرفراز باشید. بررسی وضعیت هوا یادتون نره.

خب عزیزان دل برادر صعود خوبی داشته باشید. ما که بخیل نیستیم!

لااقل وضعیت آب و هوایی توچال رو چک کنید. چرا ؟

۱- وظیفه عقلانی شماست.

۲- شاید بهتر بفهمید که چه چیزهایی را باید همراه ببرید.

۳- درصد ریسک پذیری و زمانبندی  برنامه تون رو بهتر بفهمید.

۴- شاید برای صعود مصصم تر و شاید هم کلا منصرف شوید.

۵- ثابت می کنید صعود علمی و عاقلانه حالیتونه!

۶- و دلایل دیگه ای که شما بهتر از من میدونید . . . .

. . . .  گفته باشم . . . نگید نگفتی !

----------------------------------------------------------------

خب حالا اگه قبول کردید برای هر صعود بررسی وضعیت آب و هوا  کار عاقلانه ای هست

 اونایی که میخوان برن توچال اینجا ( آره همین جا )  رو کلیک کنند.

 ------------

نقل از : با کوهستان دوست باشیم

+ نوشته شده در  84/10/13ساعت 10:53  توسط ع.عزیزالهی  | 

سیستم جدید ناوبری

galile19:16 گرينويچ - پنج شنبه 29 دسامبر 2005

بی بی سی:

نخستين ماهواره شبکه گاليله با زمين تماس گرفت

مهندسان فضايی بريتانيا علائم راديويی نخستين ماهواره مجموعه سيستم جهت يابی گاليله را که روز چهارشنبه به فضا پرتاب شد دريافت کرده اند.

به گفته آنها جيووه-ای (Giove-A) با ايستگاه زمينی خود تماس برقرار کرده و همه سيستم های آن به درستی کار می کند.

نخستين ماهواره 600 کيلوگرمی مجموعه گاليله صبح روز چهارشنبه با راکت روسی "سويوز" از سکوی بايکنور در قزاقستان به فضا پرتاب شد.

اين ماهواره راه را برای نصب شبکه ای از 30 ماهواره اروپايی که با سيستم "جی پی اس" (سيستم موقعيت ياب جهانی) آمريکا رقابت خواهد کرد هموار می کند.

اين پروژه 4/3 ميليارد يورويی، که انتظار می رود تا سال 2010 تکميل شود، به کاربران خصوصی خدمات جهت يابی و موقعيت يابی ماهواره ای که ده بار دقيق تر از ساير سيستم های موجود است ارائه خواهد کرد.

هرچند سيستم "جی پی اس" آمريکا هم اکنون به طور گسترده مورد استقاده ملوان ها، کوهنوردان و رانندگان است اما از آنجا که اين سيستم ساخته ارتش آمريکاست، اين نهاد حق اعمال محدوديت بر استفاده از آن يا خاموش کردن سيستم به دلايل امنيتی را محفوظ می دارد.

+ نوشته شده در  84/10/09ساعت 18:3  توسط   | 

غار نوردی

غارپيمايي به روش ايراني

 

 

 

 

 

تهران _ ميراث خبر:

جاذبه‌هاي گردشگري _با وجود بافت‌هاي آهكي بسيار گسترده و عميق كه در بيشتر نقاط كشور - به ويژه در غرب - به چشم مي‌خورد، توجه زيادي به غارشناسي و غارپيمايي نشده است. فهرست نام‌هاي غارها كه در يكي دو كتاب و چند نشريه به چشم مي‌خورد، بيشتر در نتيجه فعاليت «گنج‌جو»ها فراهم آمده و در يكي دو مورد هم كارهايي براي افزايش جاذبه گردشگري غارها انجام شده است. به جز اين، فعاليت چشمگير غارشناسي يا غارپيمايي انجام نشده است.به گونه‌اي كه ابتدايي‌ترين مطالعه‌هاي غارشناسي، در طرح‌هاي بزرگ ساختماني مانند سدسازي و راهسازي، به دست غارپيمايان و غارشناسان خارجي انجام مي‌شود و هيچ گروه يا سازماني در ايران، توانايي چنين تحقيقاتي را ندارد. غارشناسي، با وجود امكان انجام مطالعات زمين‌شناسي از طريق ماهواره غار شناسي فعاليتي است كه هنوز به صورت مستقيم توسط دانشمندان اجرا مي‌شود. در اين فعاليت، هنوز فضايي براي لمس مراحل كشف يك واقعيت وجود دارد. پژوهشگران رشته‌هاي علمي مانند زمين‌شناسي، فيزيك، شيمي، زيست‌شناسي، باستان‌شناسي و ... براي يافتن پاسخ پاره‌اي از سئوال‌هاي خود، مجبور به پيمايش غارها مي‌شوند.

در ايران غارپيمايان، از ميان كارهاي مختلفي كه در اين فعاليت قابل اجراست، فقط به پيمايش چندباره غارهاي شناسايي شده مي‌پردازند و بسيار كم به كشف بافت‌هاي آهكي بسيار گسترده و عميق كه در بيشتر نقاط كشور - به ويژه در غرب - به چشم مي‌خورد، دست مي زنند. نتيجه «چشمگير» غارپيمايي‌ها در ايران، نيز متاسفانه تخريب غار و آلوده‌سازي محيط‌هاي حساس و آسيب‌پذير آن است. حتي بيشتر «غارپيمايان فني» ما به محيط غارها بي‌توجه هستند و رد هر گروه بازديدكننده از غارهاي دشوار را مي‌توان با آلودگي‌ها و تخريب‌هايي كه از خود به جا گذاشته‌اند، پيگيري كرد.


چند نكته درباره شناسايي و پيمايش غار

1- كشف دهانه. يافتن دهانه غار، حتي اگر از وجود آن اطلاع داشته باشيم، كار ساده‌اي نيست. بهترين كار اين است كه از كسي كه محل دهانه غار را مي‌شناسد، كمك گرفته شود. در تلاش براي يافتن دهانه غار بايد نكته‌هايي را در نظر داشت:

-         گروه را به دسته‌هاي سه نفره تقسيم كرد و براي هر دسته، بخشي از منطقه موردنظر را اختصاص داد.

-          بسته به وضعيت منطقه، يك زمان مشخص براي اتمام كار جست‌وجو و بازگشتن به قرارگاه مشخص كرد.

-          پس از جمع‌آوري اطلاعات به دست آمده توسط دسته‌ها نسبت به طراحي مراحل بعدي اقدام كرد.

-         كارهايي كه توسط هر دسته بايد اجرا شود:

-      هر دسته فقط در منطقه خودش به فعاليت بپردازد، تا علاوه بر جلوگيري از هدر رفت نيرو، در صورت پيشامد حادثه،‌ افراد ديگر گروه در منطقه مشخص و محدود، به عمليات جست‌وجو و امداد بپردازند.

-      با ديدن هر دهانه، ابتداي گراي دقيق آن ثبت شود (با استفاده از جي پي اس مي‌توان به سادگي دهانه را علامت زد) و پس از آن دو نفر داخل دهانه شوند و يك نفر كه مشخصات دهانه را نزد خود دارد، بيرون غار منتظر بماند.

-      در صورت ادامه داشتن غار، دو نفر پيشرو به بيرون برگردند و فرد سوم را از وضعيت غار و طرحي كه براي پيمايش آن دارند، مطلع كنند و كار را ادامه دهند.

-      دو نفر پيشور حتما در غار، رد باقي گذارند (بدون استفاده از رنگ يا ديگر چيزهايي كه به محيط غار آسيب رساند) تا هم كار بازگشت خود را ساده كنند و هم به گروه‌هاي بعدي كه مي‌خواهند به آنان برسند، كمك كنند.

-      نفر سوم با رفتن به قرارگاه اصلي، ديگر افراد گروه را از محل دهانه و وضع داخلي آن مطلع كند تا گروه براي مراحل بعدي اقدام كند.

2- پيمايش و جست‌وجوي درون غار - هر دسته سه نفره، دهليزها را يك به يك تا انتهاي آن طي مي‌كنند و به جمع‌آوري اطلاعات مي‌پردازند و در بازگشت، براي جلوگيري از دوباره كاري و هدر رفت نيرو، آن دهليز را علامت‌گذاري مي‌كنند.

-      هر دسته، در برخورد با درياچه يا چاه، پيش از اقدام به عبور از آن، بايد افراد ديگر گروه را از وجود آن آگاه كند و در يك طرح كلي كار را ادامه دهد.

-    با جمع‌بندي اطلاعات به دست آمده از دسته‌هاي جست‌وجو كننده،‌ ادامه كار در قرارگاه اصلي طراحي مي‌شود.

3- كشيدن نقشه. براي كشيدن طرح ساده (كروكي) غار، داشتن يك قطب و قلم و كاغذ كافي است. ولي براي كشيدن نقشه كامل غار به ابزار و مهارت بيشتري نياز است. براي كشيدن يك نقشه كاربردي، سه مشخصه از غار بايد ثبت شود: كروكي (نماي افقي). برش ساختماني (نماي جانبي) و مقاطع. در كشيدن نقشه غار بايد مهارت و دقت و وقت كافي اختصاص داد تا نتيجه كار، كم خطا و قابل استفاده باشد.

4- حفظ محيط‌ غار. دور بودن از نور خورشيد و عوامل طبيعي مانند باد و تغييرات دما، محيط غار را در برابر آلودگي بسيار حساس ساخته است. امكان جذب و تجزيه مواد خارجي در غار بسيار كم است. به عنوان يك اصل، بايد از جا گذاشتن هرگونه موادي - چه قابل تجزيه و چه تجزيه نشدني در غار خودداري كرد. هيچ ابزاري با توجيه اينكه «مورد استفاده ديگران قرار خواهد گرفت» نبايد در غار باقي بماند. از رنگ كردن و نوشتن يادگاري و كندن چكيده‌ها و چكنده‌ها و هرگونه آسيب‌رساني ديگر به پديده‌هاي غار بايد خودداري كرد.

جانوران غارزي، بسيار آرام و آسيب‌پذير هستند ، مراقب آنها باشيد و آرامش‌شان را بر هم نزنيد.                                                                             

+ نوشته شده در  84/10/08ساعت 12:18  توسط سرچشمه پور  | 

اعتراض یکی از اعضای گروه کوهنوردی بانوان آرش

سلام

مطلبی در وبلاگ رد پای کوه نورد درج کرده ام که حاوی اعتراض یکی از اعضای گروه آرش تهران نسبت به نحوه برخورد با یک حادثه در این گروه میباشد .

این مطلب به نظر خواهی گذاشته شده لطفا بخانید و نظرات خود را در کامنتینگ رد پای کوه نورد درج کنید. متشکرم(اسماعیل رضایی)

http://www.5671.persianblog.com/       

+ نوشته شده در  84/10/08ساعت 10:8  توسط اسماعیل رضائی  | 

حمل تعداد زیادی اسلینگ روی صندلی

هنگام صعود در مسیرهای بلند سنگنوردی ، یکی از مشکلات و دغدغه های سنگنورد حمل اسلینگ ها است که ممکن است به حلقه های دور صندلی متصل نمود و یا به بند حمایل شانه انداخت . در حالت عادی می توان مانند تصویر زیر به هر حلقه دور کمر صندلی حداکثر ۱۲ اسلینگ متصل نمود که بدلیل فشردگی و جهت قرار گرفتن اسلینگ ها ممکن است خارج نمودن آنها نیز با کمی دردسر همراه باشد .

 با استفاده از یک روش ابتکاری جدید مانند شکل زیر می توانید اسلینگ ها را در فضای کمتری از حلقه کمری صندلی متصل نموده و راحت تر نیز آنها را بردارید . هر ۵ اسلینگ را به یک اسلینگ مطابق شکل متصل کنید .

 و حتی می توانید مانند شکل زیر براحتی ۲۴ اسلینگ را به یک حلقه کمری متصل نمایید !

البته یادتان باشد که میزان تحمل بار حلقه های کمر صندلی محدود و در کاتالوگ آن مشخص است . همچنین از محکم کردن کمربند صندلی غفلت نکنید که هنگام صعود ناگهان صندلی در اثر وزن اسلینگ ها از پایتان در نیایید !

لطفا نظرات ، پیشنهادات و تجربیات خود را در بخش نظرخواهی بنویسید .

ماخذ : planetfear

+ نوشته شده در  84/10/06ساعت 21:28  توسط وحید اشرفی  | 

بشنو از من چون نصیحت می کنم . . .

الان عازم کوه هستید : 

۱- قبل از رفتن تمامی وسایل مورد نیاز خود را ( مناسب با فصل و برنامه صعود )  چک کنید.

۲- پیش بینی مسائل غیر قابل پیش بینی رو بکنید.( محکم کاری یادتون نره )

۳- زمان رفت و برگشت ، مسیر دقیق صعود ، اسامی نفرات همراه ( یا گروه صعود کننده ) را حداقل به خانواده تان  اطلاع دهید.

۴ - و . . . . ( به اضافه چیزهای دیگه ای که بفکر خودتون میرسه ولی حالا تو ذهن من نیست).

                           

 


 

الان توی کوه هستید:

۱- اگه شرایط جوی نامناسبه برای  رسیدن به منطقه خاصی ( مثلا فلان  قله ) اصرار نداشته باشید.

۲- از همراهان فاصله زیاد نگیرید.

۳- مطیع سرپرست گروه باشید ( حتی اگه شما بیشتر حالیتونه ).

۴- هر ردپایی مسیر عبور شما نیست . از راههای ناشناخته عبور نکنید.

۵- غرور و جهالت ( با عرض معذرت ، همون خریت اسبق ) دشمن شماره یک شما در کوهه !                       ( همین الان باهاش قهر کنید)

۶-  و . . . . ( به اضافه چیزهای دیگه ای که بفکر خودتون میرسه ولی الان تو ذهن من نیست ).

 

-----------------------------------------------------

نقل از :  " با کوهستان دوست باشیم  "

+ نوشته شده در  84/10/02ساعت 18:50  توسط ع.عزیزالهی  |