وبلاگ عمومی کوهنوردان ایران
از بیانات گهربار وحید اشرفی
سوپروایزر و ارشد وبلاگ کوهنوردان
جناب وحید اشرفی
با سلام و احترام.
با توجه به قانون فوق خواهشمند است دستورفرمائید فهرست افرادی که بیش از یکماه آپدیت نکرده اند استخراج شده و نسبت به حذف آنان اقدام فرمائید.!!!!
مزید عزت!
عبدالله عزیزالهی
وحید اشرفی
اسماعیل رضائی
سرچشمه پور
ع.عزیزالهی
هادی عرشی
احسان بشیر گنجی
سعید صبور
رضا ساعی
وحید سپنج
دکتر رفیعی
جواد عابد خراسانی
مثلآ دور هم جمع شده ایم تا وبلاگ نویسی کنیم!
شرمنده از بزرگواری شما ! در مدت سپری شده از سال ۸۵ حاصل کار ما چند نفر پر طمطراق !!
سه یا چهار پست ناقابله که یا کپی پیست شده سایر وبلاگهاست ( مثل پست خودم ) یا تبریک خشک و خالی سال نو و . . . . .
-------------------------------------------------------------------------------
ببینم ما که هرکدوممون چند تا وبلاگ دیگه داریم اصلآ مرض داریم که یک وبلاگ عمومیه دیگه هم بزنیم؟
حالا در دیزی بازه . . . . . . .
این آقا وحید یه احترامی به ما گذاشت و ما را برای عضویت دعوت کرد ( دستش درد نکنه ) ما که وقت وبلاگ نویسی نداریم چرا باید قبول کنیم؟؟!!
----------------------------------------------------------------
وحید جان در این وبلاگ رو هم تخته کنی بد نیستا !!
دیدی من ایران کوه رو تخته کردم در عوض شرمنده خواننده ها نیستم.
راستی اگه تعداد این پستها را به تعداد نویسنده هاش تقسیم کنیم به هر نفرمون فکر کنم یک ششم یه پست برسه ! بیلان خوبیه نه ؟؟!!
-----------------------------------------------------------------------------------------
میگم چطوره اصلا هممون جمع بشیم یه بیانیه گروهی بدیم هم از خوانندگانمون عذر خواهی کنیم هم از آقا وحید تشکر و هم یه استعفای دسته جمعی رو تقدیم کنیم! اونوقت هر چی شالاپ و شلوپ و خالی بندی هم داریم همه رو یکجا ببریم توی وبلاگهای اختصاصی خودمون. درست همون کاری تا آلان انجام میدادیم.
--------------------------------------------
بقیه حرفام رو هم موکول میکنم به بعد از زیارت واکنشهای شما دوستان خوب . . . . . !!
این مصاحبه و صد البته لقمه حاضر آماده رو از وبلاگ کوهنوشت ( حسین رضایی) چیز رفتم!! به بزرگواری خودتون ببخشید.
لحظه اي که گفتم «خدايا شکرت» !

... به آرزويش رسيد، اما فکر نمي کرد اينقدر زود. او يکي از 7زن کوهنورد ايراني بود که يک سال پيش روي قله اورست ايستاد. حرف از لاله کشاورز است.
لاله که با ورزش بيگانه نبود فقط با يک کوهپيمايي عاشق کوه شد و تصميمش را گرفت.
او کوهنوردي را مي خواست و دست و پنجه نرم کردن با سختي ها را. ديگر هيچ ورزشي براي او جذاب نبود. حتي زخمي شدن در صعود به علم کوه هم او را از ميانه راه برنگرداند، بلکه او را مصمم کرد تا به راهش ادامه دهد. خودش هم تنها دليل موفقيتش را روياپردازي مي داند. او پس از کوهنوردي فقط يک آرزو داشت.
آن هم زيرپا گذاشتن اورست بود. اوايل سال گذشته به آرزويش رسيد و نامش را در تاريخ کوهنوردي ايران ثبت کرد؛ اما اين پايان کارش نيست. او حتي از اين که سرنوشتي مثل اوراز داشته باشد هم نمي ترسد...
چرا کوهنورد شدي؟
خرداد سال 75کوهنوردي را شروع کردم. در زاهدان ، يک بار هيات کوهنوردي استان برنامه کوهپيمايي داشت.
مادر من هم آن زمان مسوول هيات جانبازان و معلولان استان بود. براي اولين بار همراه مادرم به کوه رفتم، البته آن کوه خيلي هم ارتفاع نداشت، اما شروعي شد براي اين که نگاه جدي تري به کوه و کوهنوردي داشته باشم.
پيش از آن هيچ ورزش ديگري نمي کردي؟
در مدرسه عضو تيم واليبال بودم. بعضي وقت ها هم شنا مي کردم ، اما هيچ وقت در اين رشته ها جدي نبودم.
شايد هم به اين دليل است که سيستم بدني هر کسي براي يک چيزي آفريده شده است. سيستم بدن من هم به درد واليبال يا شنا نمي خورد. اما از طبيعت لذت مي بردم.
پس از آن کوهپيمايي به چه قله اي صعود کردي؟
اولين کوه مهمي که صعود کردم ، قله 3هزار متري مون کوه بود. آن هم همراه يک دوست خانوادگي.
دومين قله هم ، قله علم کوه بود. خاطره صعود به قله علم کوه براي هميشه ماندني است. آنجا با اين که زخمي شدم اما به کار ادامه دادم و روي قله ايستادم. همان جا متوجه شدم مي توانم.
آن زمان هيچ وقت فکر مي کردي اولين زن ايراني باشي که قله اورست را فتح مي کند؟
با کوه که آشنا شدم هميشه در اين باره با مادرم صحبت مي کردم که مي خواهم اولين زن ايراني باشم که قله اورست را فتح مي کند.
شايد يکي از دلايل موفقيتم هم روياپردازي ام بود که البته رنگ واقعيت گرفت.
وقتي پايت به قله اورست رسيد چه احساسي پيدا کردي که به عنوان اولين زن ايراني روي اورست ايستاده اي و البته آرزويت هم برآورده شده است؟
واقعيت اين است که اصلا به اين اولين بودن فکر نمي کردم. فقط خدا مي داند چه سختي هايي در مدت 3ماه اردو کشيديم تا به اورست برسيم نه من که بقيه هم فقط خدا را شکر کرديم که سالم هستيم و به هدف خودمان رسيديم.
شوخي نيست که براي رسيدن به يک قله 6ماه شبانه روز زحمت بکشي ، البته اسمش 6ماه است. هيچکدام از ما به فکر اين نبوديم. من آن لحظه خوشحال بودم. اولين چيزي که گفتم اين بود که خدايا شکرت!
اردوهايي که پيش از صعود در ايران داشتيد، چقدر به شما براي صعود به اورست کمک کرد. اصلا ميان کوههايي که در آن تمرين مي کرديد با هيماليا شباهتي بود؟
هيچ وقت نمي شود فضا و شرايطي را که هيماليا يا بقيه کوههاي دنيا دارند در ايران پياده کرد. اين اردوها مهمترين کمکي که به ما کرد بالا بردن آمادگي جسماني مان بود.
اين مساله خيلي مهم است آن هم در کوهنوردي. زمان صعود خيلي به ما کمک کرد، البته يک سري مسائل فني به داد کوهنورد مي رسد تا او زنده بماند.
بويژه به کوهنورداني که تجربه صعودهاي سخت را ندارند، مثلا چطور بتواني در ارتفاع بالا درست نفس بکشي يا از شيب يخي بالا بروي و...
در اردوها چقدر احتمال مي دادي ، جزو تيم صعودکننده به هيماليا انتخاب شوي؟
واقعيت اين است ، آنها که مي خواستند انتخاب شوند بايد يک بيس خوب داشته باشند. به طور حتم کساني که براي اولين بار کفش کوه مي پوشيدند در اين صعود موفق نمي شدند. بايد شرايط چنين صعودي را قبلا تجربه مي کردند.
از جمع تيم 7نفره صعودکننده ، 5نفر قبلا صعود به بقيه قله هاي هيماليا را تجربه کرده بودند. فکر مي کنم اين تجربه خيلي مهم بود. در جلوبردن برنامه به بچه ها کمک کرد.
اين که چه جور از انرژيشان استفاده کنند که يکدفعه بدنشان تخليه نشود و خيلي مسائل مهم ديگر، اما به نظر من انتخاب ، انتخاب خوبي بود.
فکر مي کرديد جزو 10نفر ورزشکار برتر سال باشيد!
مطمئن بودم. اين حس را داشتم که جزو 10نفر اول سال 84هستم ، چرا که در ورزش بانوان ، هيچکدام از ورزشکاران به اين مرحله نرسيده بود. طبيعي بود که فقط ما بوديم.
مي گفتند، لوح قهرمان قهرمانان 84به اسم شما زده شده ، اما وقتي رضازاده گفته نمي آيم مسوولان مراسم هم دوباره آن را تغيير داده اند. اين درست است؟
من اصلا چنين چيزي نشنيدم. به نظر من مهم نيست که قهرمان قهرمانان چه کسي مي شود.
برنامه جديدي براي صعود داري؟
صعود به قله ها هزينه سنگيني دارد. هر کوهنورد به تنهايي نمي تواند آن را انجام دهد. ما هم زيرنظر و طبق برنامه فدراسيون کار مي کنيم. بايد ببينيم مسوولان فدراسيون چه برنامه هايي تعيين مي کنند.
فدراسيون هم هنوز برنامه خاصي تدارک نديده است.
پيش آمده به خاطر خطراتي که در کوهنوردي هست ، در يک صعود آنقدر بترسي که تصميم بگيري ، آن برنامه آخرين صعودت باشد و ديگر کوهنوردي را کنار بگذاري؟
خيلي وقتها پيش آمده که بترسم ، اما تا به حال نشده که تصميم بگيرم آن را کنار بگذارم. نمي دانم به خاطر علاقه زياد به کوهنوردي است يا کله شقي ام.
در دومين صعودم به علم کوه زخمي شده بودم. کار خيلي سخت شده بود. شايد اگر تا پيش از تاريک شدن هوا خودمان را به قله نمي رسانديم ، مي مرديم ، اما به عکس آنچه تصور مي کنيد، سختي هايي که آنجا کشيدم مرا علاقه مندتر کرد.
فکر مي کنم تنها دليلش هم اين باشد که خوشي ها زودتر فراموش مي شوند، اما سختي ها نه ، بخصوص سختي هايي که خودت بر آنها غلبه مي کني. اين خصلت همه آنهاست.
تا حالا به اين فکر کرده اي برنامه اي که مي روي آخرين صعودت باشد. شايد سرنوشتي مثل اوراز داشته باشي؟
همه کوهنوردان با اين مساله کنار آمده اند. در صعود به اورست هم همين طور بود. مي دانيد همان زمان که تيم انتخاب و بسته شد، همه بچه ها خودشان را براي اين شرايط آماده کرده بودند.
شرايط ما 50-50است. ما اين کار را براي ايران مي کنيم. جان يک نفر به ازاي افتخار آفريني براي ايران چيزي نيست. وقتي براي اورست انتخاب شدم ، اين فکر را مي کردم که شايد برنگردم.
هر وقت اين طور فکر مي کني راحت با آن کنار مي آيي ؛ البته اين به معناي آن نبود که ما جان خودمان را دست کم گرفته بوديم.
سعي مي کرديم زنده بمانيم ، اما واقعيت را هم درنظر مي گرفتيم. اين که از همه کس دوربماني ، نتواني با آنها صحبت کني ، نداني در چه وضعيتي هستند، بخصوص وقتي يک نفر مريض باشد. واقعا اين مسائل در همه لحظات ، آدم را مشغول مي کند.
به نظر خيلي ها در چنين شرايطي که کوهنوردها دارند، آنها بيشتر از هميشه احساس نزديکي به خدا مي کنند. درست است؟
درست است. فکر مي کنم نه من که همه بچه ها اين حس را دارند. در آن مدت از همه به خدا نزديکترند. آخرين روز صعود که از کمپ 4به طرف قله حرکت مي کرديم شرايط طوري بود که هيچ کس نمي توانست به کسي کمک کند.
اگر اتفاقي مي افتاد از هيچ کس کاري برنمي آمد. آنجا هم فقط ياد خدا بودند. اين که فقط او مي توانست به ما کمک کند؛ البته اين قضيه ، باارزش ترين مساله اي است که در اين برنامه ها به آن مي رسيم.
يادم مي آيد پايم در کرانمه ماند و در طناب پيچ خوردم. هوا تاريک بود و نمي توانستم خودم را آزاد کنم. دور و برم همه خارجي ها بودند. از آنها کمک خواستم اما همه يک حالتي نگاهم مي کردند. انگار مي گفتند تو چي مي گويي.
همان لحظه متوجه شدم اگر بميرم هم اتفاقي نمي افتد. آب از آب تکان نمي خورد. همه اش خدا، خدا مي کردم. در کل برنامه حتي اگر مي خواستم يک قدم بردارم ، ياد خدا بودم.
کوهنوردان با بقيه ورزشکاران فرق دارند؟
من معتقد به تفاوت نيستم. شايد به نظر خيلي ها کوهنوردان به خاطر شرايطي که دارند، جوانمردي بيشتري دارند، اما من مي گويم يک انسان در اتاق دربسته هم مي تواند اين خصوصيات را داشته باشد؛ بنابراين اصلا به اين مساله اعتقاد ندارم.
اهل مطالعه هم هستي؟
کتاب مي خوانم و تا روز فارغ التحصيلي ام از دانشکده فقط کتابهاي درسي مي خواندم ؛ اما در دوران راهنمايي و دبيرستان ، رمانهاي تاريخي ، کتاب بابک و پسر ايراني که درباره اسکندر مقدوني بود را خيلي دوست داشتم ، اما با ورود به دانشگاه ، سمت و سوي مطالعاتم هم خيلي فرق کرد.
فرصت زيادي براي مطالعه کتابهاي ديگر نداشتم. بيشتر کتابهاي درسي ام را مي خواندم.
در چه رشته اي تحصيل کرده ايد؟
دندانپزشکي.
برايت مشکل نبود. هماهنگ کردن دانشگاه و کوهنوردي. چطور به همه آنها مي رسيدي؟
هماهنگي سخت بود، اما وقتي بخواهي ، برنامه ريزي کني ؛ مي تواني هر کار سختي را انجام دهي. من به اصل خواستن ، توانستن است اعتقاد زيادي دارم. در مدت امتحاناتم دور کوه را خط مي کشيدم و فقط درس مي خواندم.
هر کدام از برنامه هايم جايگاه خاص خودش را دارد. هيچ وقت آنها را فداي ديگري نکرده ام. به نظر خودم هم موفق بوده ام.
مردم تو را به چهره هم مي شناسند؟ شده به خاطر اين مساله مشکلي داشته باشي؟
به چهره خيلي کم مي شناسند و به اسم بيشتر؛ البته بيشتر در زاهدان. خيلي کم پيش آمده که به خاطر اين شناخت کارم جلو بيفتد.
ابراز احساسات آنها هم به اين ختم مي شود که شما فلاني نيستيد؟
چه جالب! براي اين که روي فرم بمانيد هر روز تمرين مي کني؟
تمرين در کوهنوردي يعني کوه رفتن ، مي دانيد هر روز هم نمي شود کوه رفت ، اما براي اين که بدن آماده بماند، در کنار کوه رفتن به تمرين هاي دو و ميداني ، آمادگي جسماني هم انجام مي دهيم.
هر وقت برنامه صعود داشته باشيم ، در اردوها از قله اي که قرار است فتح شود نمونه برداري مي شود. تمرين هايي را که براي آن صعود لازم باشد، انجام مي دهيم.
اگر هدف صعود به يکي از قله هاي هيماليا باشد و آنجا يوما بزنيم در اردو هم يوما کار مي کنيم يا اگر بالا رفتن از ارتفاع داشته باشيم ، در اردوي داخلي هم از ارتفاع بالا مي رويم تا آماده شويم و بدنها با آن شرايط تطبيق پيدا کند.
متاهل بودن ، کار را براي کوهنورد سخت نمي کند؟
زماني که من براي صعود به اورست انتخاب شدم ، عقد کرده بودم. به طور حتم کار سخت تر مي شود، بخصوص براي زنان کوهنورد.
همسرت با ادامه کارتان موافق است؟
ما قبلا درباره کوه صحبت کرده بوديم. اگر موافق هم نيست....
پدر و مادرت چي؟ آنها موافق کارت بودند. هيچ وقت به خاطر خطرات کوهنوردي از تو نخواستند آن را کنار بگذاري؟
مادرم فوق العاده زن شجاعي است. به خاطر احساساتش دوست ندارد ما از آن چيزي که دوست داريم فاصله بگيريم. اما پدرم بعکس مادرم هميشه مي گفت بسه.
حتي در برنامه صعود اورست وقتي انتخاب شدم ، مي گفت هر چيزي بخواهي به تو مي دهم ، اما همراه تيم نرو.
پس از برگشت ، نظرش تغيير نکرد؟ خوشحال نبود؟
وقتي برگشتم خوشحال بود که سالم به خانه رسيدم. به هر حال آن هم يک افتخار است ؛ اما به خاطر خطراتي که کوهنوردي دارد، هنوز هم نظرشان فرق نکرده است. هنوز هم مخالف ادامه کار من هستند.
معمولا کوهنوردها تا چه سني صعود به قله ها را انجام مي دهند. زمان بازنشستگي کوهنوردها چه موقع است؟
کوهنوردي تنها ورزشي است که سن و سال ندارد. معمولا کوهنوردان تا هر زماني که روحيه صعود داشته باشند به کارشان ادامه مي دهند؛ چراکه کوهنوردي ، يک جور مبارزه طلبي است.
و تو تا کي کوهنورد مي ماني؟
نمي دانم. فعلا که هستم.
خودت اجازه مي دهي بچه ات کوهنورد شود؟ اصلا دوست داري او کوهنوردي را به عنوان ورزش انتخاب کند؟
نه. اصلا دوست ندارم.
چرا؟
چون خيلي خطرناک است.
پس پدر تو هم حق دارد نگران تو باشد؟
بله ، طبيعي است. من هميشه به او حق مي دهم. مي دانم آنها چه مي گويند.
کوهنوردي در ايران با بقيه کشورها چه فرقي دارد؟
فکر مي کنم خيلي فرق دارد. در ايران باني همه برنامه فدراسيون است ، اما در بقيه کشورها، کوهنوردان با حمايت اسپانسر صعود انجام مي دهند. درواقع هر يک يا 2کوهنورد با اسپانسري که پيدا مي کنند، کارشان را انجام مي دهند. آنها فشار کمتري را نسبت به ما تحمل مي کنند.
چرا؟
وقتي صعود تيمي مي شود، به طور حتم کار سخت تر مي شود در تيم چند نفر با شرايط مختلف بايد با هم کنار بيايند، آن هم در شرايط محدود؛ اما وقتي يک نفر با 2راهنما باشد کار راحت تر است. البته سختي هاي کار تيمي را ندارد.
صعود انفرادي بهتر است يا تيمي؟
معمولا آنها که يک نفره صعود مي کنند، فوق العاده قوي تر از يک تيم هستند.
آنها به خاطر شرايط بهتر کار مي کنند؛ البته در تيم هم بچه هاي گروه معمولا مکمل هم مي شوند. آنها به خاطر جلو رفتن کارشان ، نقصهاي يکديگر را مي پوشانند.
در واقع هر کس در هر قسمتي که تخصص دارد، مسووليت را قبول مي کند تا مشکلات راحت تر برطرف شود؛ اما در صعود تک نفره همه کارهاي يک گروه را همان يک نفر انجام مي دهد.
دوستان و همنوردان عزیز ،
زمستانی گذشت و بهاری دوباره آمد. در بهاران خرم و جاودانه باشید.

عیدتان پیروز و هر روزتان نوروز باد
----------------------------
اگه نوروز كوه رفتيد ياد من هم باشيد!!
کوله پشتی پدرام را ببینید.
زیبا !
جادار !
مطمئن !
---------------------------------------------------------------------------
دوم :
وبلاگ هیئت کوهنوردی استان خوزستان
---------------------------------------------------------------------------
تهرونیها و همدونیها و . . . قدر کوه هاشون رو بدونند. این خوزستانیها ( اهوازیها - خرمشهریها- آبادانیها و . . ) طفلکی ها اگه بخواهند برند کوه میدونید چقدر باید با اتوبوس توی راه باشند تا تازه به پای کوه برسند !
آقا مهران خودت بگو درست میگم یا نه ؟
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
نقل از : ایران کوه
------------------------------------------------
نفس زنان بالا میری ، به سوی قله ها میری.
به جانپناهی می رسی ، خیس عرق ، ورق ورق .
جون نداری ولو می شی. مثل میت دراز می شی.
کوله تو پائین میذاری ، به توی اون دست می گذاری.
چشات یهو چار تا میشه. اشک تو چشات قندیل میشه.
غذا تو جا گذاشته ای ! توی خونه گذاشته ای!
نون خالی هم نداری ، گمون کنم عقل نداری !
یه بار میگی بی خیالش ، چایی میخورم من بجایش
دست می بری ته کوله ، قند داری ، چای داری.
کپسول تو در می آری ، کبریت رو بالا می آری.
آخ جونمی! گاز نداری ! آخ جونمی گاز نداری !
وای خدا جون چکار کنم ؟ چه خاکی من بسر کنم؟
تنها باشی کارت زاره. با دیگران منت داره !
یواش یواش بلند میشی ، رو به پائین روان میشی.
دیر میشه ، شب میرسه ، یکشب تاریک میرسه.
تو اومدن تلو تلو راه می ری ، جا پاتو خوب نمی گذاری!
چونکه چراغی نداری ، اصلآ تو هد لایت نداری.
مثل کورا راه میری ، گاهی به چپ گاهی به راست گام میذاری.
آخر به آخر میرسی . مثل موش آب کشیده خیس خیسی.
قله جونت کوفتت میشه ، کاشکی برات عبرت بشه.
----------------------------------------------------------------------
اما دو نکته :
۱- علاج این مشکل خیلی ساده ست ! چند روز قبل از شروع برنامه یک چک لیست مامانی از وسایل مورد نیاز تون رو ( با توجه به نوع برنامه و فصل اجرا) آماده کنید و بتدریج اونها رو تهیه کرده و در کوله بگذارید.موقع حرکت هم مطابق با همون چک لیست کل وسایل آماده شده را مجددآ چک کنید. به همین سادگی !
۲- به دوست خوبم "احسان بشیر گنجی " هم عرض می کنم خدا وکیلی این پست کلش با شعرش و . . . . همش مال خود خودمه ! کپی مپی در کار نیست.
الف - کوه برید.
ب- ورزش کنید.
ج- تو هوای آزاد(صبحگاهی) نفس عمیق بکشید.
. . . چی گفتی؟ حال نداری ؟!!!
لااقل این عکسها رو ببینید:
|
Copyright © 2004-2005 IranMountFed حق طبع و نشر |
=====================================
بله ، گیر دادن حق مسلم ماست !!
به عباس تبریک گفته و صمیمانه برایش آرزوی موفقیت کامل داریم.
اما این دلیل نمیشه که عباس فقط به فدراسیون گزارش بده. اگر این آمار و اطلاعات برای کوهنوردان و جامعه کوهنوردیست پس کوهنوردان حق پرسش ، گزارش گیری و کلآ گیر دادن دارند !
فعلآ که ما دیواری کوتاه تر از دیوار عباس پیدانکردیم و این بخش آمار و اطلاعات هم تازه کاره چند ماه دیگه سراغی از عباس بهرامی نیا خواهیم گرفت تا ببینیم چه گلی بر سر ما زده است.!!
====================================
نقل از : ایران کوه
روز جمـــــــــــعه ۷/۱۱/۸۴ فـــــــردی بــــــه نـــــام مهرداد ابراهيمی قانع در کوه های شمالی تهران ( دره ی دارآباد ) مفقود گرديد . عمليات جست وجو از طرف نيروهای سازمان امداد و نجـــــــات هلال احمر ٬ بلافاصله پس از اطلاع توسط خانــــــــواده وی ٬ از جمـــــــــــعه شب آغاز و تا بعد از ظهر روز شنبه ۸/۱۱/۸۴ ادامه يافت که متاسفانه فاقد هر گونه نتيجه ای بود . بعد از آنکه نيروهای خسته ی هلال احمر منطقه را ترک نمودند عملـــــــــــيات جست وجو توسط کوه نوردان آزاد و تيــــــــمی از هـــــــــــــيئت کوه نوردی اســــتان تهران تا ساعت ۲۲ روز شنبه ۸/۱۱/۸۴ پيگيری شد . از سرنوشت مهرداد ابراهيمی قانع هنوز هيچ اطلاعی در دست نيست . لازم به ذکر است که وسعت و حجم بهمن های ريخته شده ـ حاصل بارش های اخير ـ در دره ی دارآباد ٬ بی سابقه و شگفت انگيز می باشد .
نيروهای امداد و نجات هلال احمر در حال ترک منطقه ــ شنبه ۸/۱۱/۸۴ ساعت ۱۷
ريزش بهمن در منطقه ی چشمه نارون ( دره ی دارآباد) شنبه ۸/۱۱/۸۴ ساعت ۳۰/۱۷
------------------------------------------------------------------------------------------------
نقل از : وبلاگ کلاهه ( محسن عسگری )
------------------------------------------------------------------------------------------------
فعلا تا اخذ گزارشات تکمیلی از جزئیات حادثه و نحوه اجرای عملیات امداد و نجات ، توضیحی ندارم . اما باز توصیه دارم:
۱- تنها نرید کوه . ( نگید که نگفتی )!
۲- از مسیر اصلی جدا نشید .
۳- در صورت مشاهده شرایط نامساعد جوی ، بازگردید.
۳- متناسب با برنامه صعود ، تجهیزات کافی همراه داشته باشید.
به نظر شما رعایت این چند تا نکته خیلی سخته ؟!
به نظر من از مردن زیر خروارها برف ( اونهم از سر جهالت )خیلی راحت تره !!
- پنجشنبه ۱۳/۱۱/۸۴ در بند ( میدان مجسمه ) ساعت ۶:۳۰
- مسیر : دره اوسون - ایستگاه پنج تله کابین - پلنگ چال - درکه
جهت هماهنگی ایمیل بزنید : a_azizollahi@yahoo.com
--------------------------------------------------------------------
۱- همراه داشتن وسایل و تجهیزات متناسب با برنامه و مسیر الزامی است.
۲- یخ شکن یادتون نره !
۳- تحت هیچ شرایطی برنامه کنسل نمیشود . حتی اگه بجای برف از آسمون سنگ بباره!
( خب امداد گرها هم باید نون بخورند دیگه !! )
-------------------------------------
فدراسيون كوهنوردي خواستار رعايت مسائل ايمني شد
فدراسيون كوهنوردي روز سهشنبه در اطلاعيهاي از كوهنوردان
خواست ، مسائل ايمني را رعايت كنند.
اين فدراسيون افزود با توجه به پيش بيني اداره هواشناسي مبني بر
فعاليت سيستم جوي ناپايدار در ارتفاعات و همچنين گزارشات ارسالي
از قرارگاههاي فدراسيون مستقر در مناطق كوهستاني كشور به تمامي
كوهنوردان توصيه ميشود ، نكات زير را رعايت كنند.
- ۱پيش از حركت خانواده خود را از مسير صعود مطلع كنند.
- ۲در زمستان با تجهيزات كامل و جيره غذاي اضافي به كوهستان بروند.
- ۳حتيالمقدور در هواي خراب و كولاك از ادامه صعود اجتناب نماييد.
- ۴مسيرهايي كه آشنايي نداريد با راهنما و افراد مجرب اقدام به صعود كنيد.
- ۵از تنها رفتن به كوهستان حتي مكانهايي كه آشنا هستيد ، بپرهيزيد.
- ۶با مسوولان امداد و نجات مستقر در مسيرهاي عمومي همكاري نماييد
و به توصيههاي ايمني آنها عمل كنيد.
- ۷بعد از بارش برف حداقل ۲۴ساعت از رفتن به ارتفاعات و مناطق
بهمن گير پرهيز نماييد.
--------------------------------------------------------------
نقل از كوهنوشت
================================================
موارد بالا رو فدراسيون خواسته چون خواستن كار سختي نيست و هر ننه قمري
ميتونه چيزي رو بخواد خب من هم رعايت موارد زير رو از شما ميخوام:
۸- اگر با همنوردان به كوه ميرويد شماره تلفن همراه يك يا چند نفر از
اونها رو به خانواده خود بدهيد.
۹- اگر در ارتفاعات تهران به كوه ميرويد شماره تلفن همراه رئيس فدراسيون
كوهنوردي ، مسئول كميته امداد ونجات ٬ مسئول روابط عمومي فدراسيون ٬
رئيس هلال احمر ٬ كليه مسئولين پناهگاهها ، رئيس تله كابين توچال و
معاونانش و خلاصه شماره تلفن تعدادي از قهوه خانه هاي مسير دربند يا دركه
و تموم كساني رو كه احتمال ميديد حال تجسس دارند همراه داشته باشيد.
كار از محكم كاري عيب نمي كنه!!
۱۰ - بند هفت نصيحت نامه فدراسيون " ۲۴ ساعت " غلطه ! حداقلش ۴۸ ساعته.
۱۱- در مسير صعود و فرود حتي اگه مشكلي نداشتيد و تلفونتون هم آنتن داد
( اگه داد ) در چندين نوبت مختلف به يك بهونه اي به خونه تون زنگ بزنيد و با
خوش و بش و شوخي شوخي آخرين محل و موقعيت خود رو اعلام كنيد.
۱۲- بند " ۳ " فدراسيون را تصحيح ميكنم: در هواي خراب و كولاك حتما از
ادامه صعود اجتناب كنيد.
۱۳- در صورت بروز سانحه منتظر هلي كوپتر و امداد گر و از اين كوفت و زهر مارها
نشيد. قلم و كاغذ براي نوشتن وصيت نامه همراه داشته باشيد.
۱۴- در لحظات آخري كه وصيتنامه مينويسيد براي رهايي از عذاب وجدان ۱۰ بار
اين جمله را بنويسيد و با صداي بلند بخوانيد :
" چشمت كور ميخواستي نيايي كوه ، عزيزالهي گفت امدادي در كار نيست "
-------------------------
هميشه بي حادثه باشيد
نقل از : "با کوهستان دوست باشیم (ایران کوه)"
آخرين اخبار كوهنوردي را از اينجا دريافت و مطالعه كنيد .
-----------------------------------------------------------------
يك كلاغ يا چهل كلاغش گردن خودشون !!
نقل از : با کوهستان دوست باشیم( ایران کوه )
خب عزیزان دل برادر صعود خوبی داشته باشید. ما که بخیل نیستیم!
لااقل وضعیت آب و هوایی توچال رو چک کنید. چرا ؟
۱- وظیفه عقلانی شماست.
۲- شاید بهتر بفهمید که چه چیزهایی را باید همراه ببرید.
۳- درصد ریسک پذیری و زمانبندی برنامه تون رو بهتر بفهمید.
۴- شاید برای صعود مصصم تر و شاید هم کلا منصرف شوید.
۵- ثابت می کنید صعود علمی و عاقلانه حالیتونه!
۶- و دلایل دیگه ای که شما بهتر از من میدونید . . . .
. . . . گفته باشم . . . نگید نگفتی !
----------------------------------------------------------------
خب حالا اگه قبول کردید برای هر صعود بررسی وضعیت آب و هوا کار عاقلانه ای هست
اونایی که میخوان برن توچال اینجا ( آره همین جا ) رو کلیک کنند.
------------
نقل از : با کوهستان دوست باشیم
۱- قبل از رفتن تمامی وسایل مورد نیاز خود را ( مناسب با فصل و برنامه صعود ) چک کنید.
۲- پیش بینی مسائل غیر قابل پیش بینی رو بکنید.( محکم کاری یادتون نره )
۳- زمان رفت و برگشت ، مسیر دقیق صعود ، اسامی نفرات همراه ( یا گروه صعود کننده ) را حداقل به خانواده تان اطلاع دهید.
۴ - و . . . . ( به اضافه چیزهای دیگه ای که بفکر خودتون میرسه ولی حالا تو ذهن من نیست).
الان توی کوه هستید:
۱- اگه شرایط جوی نامناسبه برای رسیدن به منطقه خاصی ( مثلا فلان قله ) اصرار نداشته باشید.
۲- از همراهان فاصله زیاد نگیرید.
۳- مطیع سرپرست گروه باشید ( حتی اگه شما بیشتر حالیتونه ).
۴- هر ردپایی مسیر عبور شما نیست . از راههای ناشناخته عبور نکنید.
۵- غرور و جهالت ( با عرض معذرت ، همون خریت اسبق ) دشمن شماره یک شما در کوهه ! ( همین الان باهاش قهر کنید)
۶- و . . . . ( به اضافه چیزهای دیگه ای که بفکر خودتون میرسه ولی الان تو ذهن من نیست ).
-----------------------------------------------------
نقل از : " با کوهستان دوست باشیم "
پخش فیلم صعود اولین بانوان مسلمان جهان به اورست

شنبه ها ( بصورت دنباله دار ) ، ساعت ۲۰/۲۲ از شبکه سوم سیما - ( اگر مورد خاصی در کنداکتور پخش شبکه پیش نیاد از هفته آینده سوم دی ماه اولین قسمت پخش می شود . )
نقل از :
کوه نوشت
http://www.koohnevesht.blogfa.com
سانحه دردناک سقوط هواپیمای حامل " اصحاب رسانه های جمعی کشور "
تسلیت باد
" درس اول "
برف آمد. برف با سرما آمد. ![]()
بابارفت. بابا تنها رفت. بابا به کوه رفت. ![]()
سنگ آمد. سنگ با بهمن آمد. ![]()
بابا جان داد. بابا الکی جان داد. ![]()
-----------------------------------------
من که نمیگم هیچکس زمستونا کوه نره . من میگم با احتیاط و مراقبت بیشتری کوه بره . خدایی بد میگم؟!!
من دوست ندارم کسی عمودی بره کوه بعدش بخاطر یک کمی از اینا شدن افقی برگرده.
چند نکته . . . فقط چند نکته ساده رو رعایت کنه تا سالم بره و بلکه سالم برگرده : ![]()
- تنها نره کوه . نگه من راه رو بلدم .من هیکلم . . . من . . . من . . . (امان از این " من " )
- خب حالا اگه کسی از اینا شد و تنها رفت کوه ، لااقل از مسیر اصلی جدا نشه . یعنی مثل بچه آدم از همون مسیری بره که میبینه همه میرن.
- اگه دید وضعیت هوا نامناسبه برای رسیدن به منطقه خاصی (مثلا فلان قله ) اصرار نداشته باشه . قله همیشه هست .این هفته نشد خب هفته بعد و . . . پس با زبون خوش برگرده.!!
-----------------------------------------------
خداوکیلی آمار تلفات کوهنوردی در زمستونهای همین ارتفاعات شمال تهران رو بررسی کنید تا بیبینید چندتاش مال رعایت نکردن همین سه نکته ساده ست. ![]()
--------------------------------------------------------------
نقل از وبلاگ " با کوهستان دوست باشیم "
همه دوستان خوب را به بازدید از وبلاگ
دعوت میکنم.
منتظر مطالب متنوع و جالبی باشید