تبليغاتX
یادداشت های کوهنوردان

یادداشت های کوهنوردان

وبلاگ عمومی کوهنوردان ایران

روز ملی دماوند

                                                                

 

عکس از: کيانوش فرهادی‌نژاد

نقل از دیده بانان کوهستان

کوه‌نوردان و طبيعت‌دوستان ايران، از سال ۱۳۸۳ درصدد بوده‌اند که به منظور جلب توجه همگان به ارزش‌های بوم‌شناختی و ملی دماوند، يک روز را به‌نام « روز ملی دماوند » معرفی کنند.

سيزدهم تيرماه برابر با جشن تيرگان و روز رخداد حماسه‌ی آرش کمان‌گير، شايستگی آن را دارد که به عنوان روز ملی دماوند خوانده شود.امسال نيز به اين مناسبت، از همه‌ی علاقمندان دعوت می‌کنيم تا در حد توان خود با خبررسانی، نوشتن مقاله و گزارش برای مطبوعات، گردهمايی، اجرای برنامه‌های پاک‌سازی، و کار آموزشی چهره‌به‌چهره در دماوند، در معرفی اين روز بکوشند.

روز جمعه ۱۶ تيرماه ، در سالن ارشاد شهر رينه همايشی به منظور بررسی جايگاه دماوند در تاريخ و ادب ايران، نقش اين کوه در تاريخ کوه‌نوردی کشور، و بزرگ‌داشت ياد جان‌باختگان دماوند برگزار می‌گردد.

از کسانی که مقاله برای اين همايش دارند، و ديگر علاقمندان دعوت می‌شودکه با شماره‌‌تلفن‌های زير تماس بگيرند:

انجمن کوه‌نوردان ايران (دفتر تهران)  ۶۶۷۱۲۲۴۳ ، نمابر  ۶۶۷۱۲۴۲۱

آمل (حسينعلی مهجوری)  ۰۹۱۱۳۲۵۲۵۴۷

گرگان ( خسرو يزدانی)   ۲۲۲۰۳۱۸-۰۱۷۱

 

+ نوشته شده در  85/03/08ساعت 18:34  توسط اسماعیل رضائی  | 

ناله های نسل فردا

دیواره علم کوه

 

      تیره فرجام

 

 

پس از این فرزندان،    

 یا کسانی که سپس می آیند

بی گمان خواهند گفت

سوگوار و گله مند

در زمان پدرانم،

نسل واداده رشک آز آکند

از پی ایلغاری، در برآیند ریا و ترفند

یا پس از یورش خشک مغزانی خشم آفند،

 

 

 

 

موج ویرانگر جهل،

                     کشتکارم را تفت،

                                           دان و کانم را خورد،

                                                                   خان و مانم رابرکند.

 

 تیغ بنیان کن آز،

                     دد و دامم را کشت،

                                             جنگلم را بسترد،

                                                                    باره ام را افکند.

 

در سرانجام تن آسانی و بیم،

                                      

                                       یا به فرجام فزون خواهی و پندار نژند.

 

آتش بیهده، برگم را سوخت،

                                    

                                       سیل سودا زده، خاکم را برد،

                                                                         

                                                                            باد برپا شده،بیخم را کند.

 

(محمد نوری)

 


دو ستان ناله های علم کوه که شکایت نسل فردا را به گوش ما می رساند یاری سبز شما را به تمنا نشسته برای نجات علم کوه آینده دیر است؛

وعده گاه ما روز جمعه 5/3/85 روستای حسن کیف، مرزن آباد کلاردشت

وسیله ایاب و ذهاب مهیا شده:

خیابان آزادی- ابتدای جمالزلده – ساعت 6 صبح

میدان ونک – ابتدای خیابان گاندی – ساعت 6 صبح

                                                       

 

+ نوشته شده در  85/03/04ساعت 15:49  توسط اسماعیل رضائی  | 

نقل از قلمرو کوهستان

دائولاگيري

 

 

تلاش نهايی کوهنوردان ايرانی در دائولاگيری :

 لمس 8000 متر و بازگشت

 

 

شب گذشته در يک تماس تلفنی با قلمرو کوهستانی ايران ، امير حسين جابر انصاری از وضعيت تيم ايران در دائولاگيری خبر داد : " روز پنج شنبه (28 ارديبهشت) در حاليکه به ارتفاع 8000 متری رسيده بوديم به خاطر شرايط هوايی بد مجبور به بازگشت شديم . "
 جابر انصاری ادامه می دهد : " در بازگشت شب را در کمپ 7300 متر به سر برديم . روز بعد در حاليکه هوا به شدت خراب بود ، به سختی به کمپ ميانی 2 در ارتفاع 6300 متر رسيده و مجبور به اقامت در اين کمپ شديم . امروز شنبه (30 ارديبهشت) نيز به کمپ اول برگشته و با جمع کردن کمپ و وسايلمان به کمپ اصلی بازگشتيم . "
به اين ترتيب برنامه ی صعود کوهنوردان ايرانی بر روی قله دائولاگيری پايان يافته است و اين تيم به همراه تيم دو نفره کوهنوردان هلندی در صورت عدم بروز مشکلات جانبی ، روز يکشنبه (31 ارديبهشت) کمپ اصلی را به سمت کاتماندو ترک خواهند کرد .
به گفته جابر انصاری در حمله نهايی که در روزهای پايانی هفته گذشته به سوی قله انجام شد ، تنها دو کوهنورد ايتاليايی به نام های نيوس مروی و رومانو بنت در روز چهارشنبه (27 ارديبهشت) موفق به صعود قله شدند و کوهنوردان ايران ، اسپانيا و هلند از دست يابی به قله بازماندند .
گفتنی است مهدی اعتمادفر ، اميرحسين جابر انصاری و نادر فروتن از حدود 45 روز قبل به عنوان نخستين کوهنوردان ايرانی برای صعود قله ی 8167 متری دائولاگيری ، هفتمين کوه بلند دنيا ، عازم هيماليا شده اند.
در حال حاضر و با توجه به فرا رسيدن پيش از موعد فصل بارش های موسمی هيماليای نپال (مونسون) اغلب تيم ها در حال بازگشت از منطقه می باشند .

بخش خبر قلمرو کوهستانی ايران
31 ارديبهشت 1385

تصوير : قله 8167 متري دائولاگيري ، سايت : nives.alpinizem.net
+ نوشته شده در  85/03/01ساعت 21:45  توسط اسماعیل رضائی  | 

اطلاعیه انجمن کوهنوردان ایران

 

 

 

 

اطلاعیه

 

 

 

 

 

 

به آگاهی کوه نوردان و طبیعت دوستان میرساند : شورای شهر کلاردشت و انجمن حمایت از محیط زیست کلاردشت، در تاریخ 5/3/85  همایشی را به منظور بررسی مشکلات زیست محیطی آن منطقه، به ویژه مساله معدن دیو چال، برگذار خواهدنمود.                            

 

حضور شما در آن همایش و ارایه راه حل، میتواند به حل مشکلات طبیعت دوستان منطقه کمک کند.

 

محل برگزاری همایش : مرزن آباد – روستای حسن کیف – بیمارستان جدید کلاردشت

زمان: 13:30 تا 15:30 روز 5/3/1385

 

در ضمن می توانید نظر خود را در مورد فعالیت های معدن کاوی در کلاردشت به شماره 0192262-2424 فاکس کنید.

 

                                                                            انجمن کوهنوردان ایران

 

تهرا ن –خیابان انقلاب، جنب لاله زار نو، شماره 590(ساختمان 609) طبقه 4، واحد 12

کد پستی: 1145774454   صندوق پستی:19395-5511  تلفن:66712243  نمابر: 66712421

+ نوشته شده در  85/02/30ساعت 23:28  توسط اسماعیل رضائی  | 

علم کوه

علم کوه،،آلپهای ایران                                                        عباس محمدی

 

آلپ (alp) در لغت به معنای علفزارهایی است که در زیر "برف مرز" (snow line) قرار دارند بویژه در گذشته دامها برای چرا به آنجا برده میشدند. نخستین کوهنوردان وکاشفان، این واژه را به کل کوهستان اطلاق کردند، و آلپ ها the alps)) به نام معروفی در رشته کوه های جهان بدل شد. و حتی نامی شد برای هر کوهستانی در جهان، از همین ریشه "alpinism"معنای "کوهنوردی" یافت "آلپ ها" مرز جغرافیایی ودر چند نقطه، مرز سیاسی کشورهای ایتالیا، فرانسه، سوئیس و اتریش را تشکیل میدهند.

 

توده (massif) علم کوه که به نام توده تخت سلیمان هم معروف است، بخشی از رشته کوه البرز است، و عادی ترین را وصول به آن، منطقه کلاردشت و روستای رودبارک است. منطقه کلاردشت، آب و هوای سرد کوهستانی داردو از خوش آب وهوا ترین مناطق شمال ایران، در فصل گرم سال است. توده کوهستانی علم کوه با داشتن ده ها قله بالای 4000متر، چند دیواره بلند گرانیتی، و چند یخچال طبیعی، از جالب توجه ترین مناطق کوهستانی ایران، و پس از دماوند، مهمترین جاذبه کوهنوردی کشور است.

بدلیل شباهت های منطقه علم کوه با رشته کوه آلپ، و شهرت آن درمیان کوهنوردان(فنی کار)اروپایی،این توده را آلپ های ایران هم خوانده اند.

در هیچ نقطه دیگر ایران نمیتوان چنین تجمع فشرده ای از کوه های بلند(تا 4850متر، قله علم کوه) و ستیغ های سربلند و دشوار، یخچال، پدیده های زمین شناختی خاص این گونه مناطق، ودر عین حال دامنه های چمنزار و جنگل پوش را با هم دید. از این رو، منطقه علم کوه، در ماه های تیر و مرداد، میعادگاه کوهنوردان سراسر کشور، و محلی برای کوهنوردی ماجراجویانی از دیگر کشور هاست.

علم کوه و کلار دشت نیز همچون دیگر کوهستانهای ایران، از بهره برداریهای بی حساب غیر مسئولانه در امان نمانده است.در پایین دست منطقه، به زیر ساخت وساز رفتن کشتزارها و مراتع، بدون هیچ برنامه اصولی و

بی آنکه حتی فکری برای (مثلا) آب و دفع فاضلاب و زباله منطقه شود حیات و آینده دشت را زیر سوال برده است.

در بالا دست، علاوه بر دامداری خارج از ظرفیت، فعالیت های جدیدی، طبیعت منحصر به فردمنطقه را نشانه گرفته است: معدن کاوی برای برداشت سنگهای گرانیت و چینی، چهره طبیعی و جذاب کوه های کلاردشت راخدشه دار کرده است.

برداشت سنگ، شیب های جنگلی و مرتعی را از از پوشش گیاهی تهی ساخته؛ با راه های دسترسی طولانی و غیر اصولی، فرسایش خاک را افزایش داده، حریم رودخانه "سردابه رود" را مورد تجاوز قرار داده، وآرامش آن منطقه را از بین برده است.

از اسفند ماه83 مردم کلاردشت مانع عبور و مرور کامیون های حامل سنگ در کلاردشت شده اند، و دعوایی حقوقی در دادگاه منطقه به جریان افتاده است، که در یک سوی آن شرکت بهره بردار خواهان ادامه کار بهره برداری از معدن دیو چال است، ودر سوی دیگر شورای شهر کلار دشت به نمایندگی از اهالی، با تاکید به اینکه ارزش زیست محیطی و گردشگری منطقه بیش از آن است که با فعالیتهای اقتصادی مخرب قابل مقایسه باشد، این شورا خواهان تعطیلی معدن کاوی در این منطقه است.

 

اسماعیل رضائی:هدف من از نگاشتن این مطلب متذکر شدن به یک نوع رفتار انسان با طبیعت است که میتوان آن را "برخورد مسئولانه با طبیعت" نامید پدیده ای که شاید بیش از هر عامل طبیعی دیگر مانند سیل، زلزله، رانش زمین، چرای بدون کنترل دام ها، وعوامل دیگر طبیعی باعث فرسایش ودر برخی موارد نابودی کلی یک منطقه طبیعی میشود وتمام این ناهنجاری ها از طرف انسان هایی صورت میگیرد که فاقد فرهنگ مناسب برای برخورد با یک محیط طبیعی هستند.

معدن کاوان سنگهای کوهستان را برای ساختن خانه های مجلل به شهر ها منتقل میکنند ودر عوض طبیعت کوهستان را در دامنه ها دچار آسیب میکنند. جاده ساز ها چوبهای جنگل ها را میبرند تا معبری برای دسترسی ساده تر به یک منطقه  محیا کنند و آیندگان را برای همیشه از مناظر زیبا و موهبتهای جنگلها محروم میکنند و به اکوسیستم آن منطقه آسیب میزنند.دام داران بی مهبا برای پرورش دام هایشان بدون اینکه ظرفیت چرا گاه ها را بسنجند اقدام به چراندن دام ها در مراتع واقع شده در دامنه کوه ها میکنند وبا این کار باعث فرسایش جبران ناپذیر خاک منطقه میشوند. این فعالیتها برای من وتو که کوهنوردی ورزش مورد علاقه مان است فعالیتهایی توجیه ناپذیر است.

 

 اما تا بحال به این فکر کرده ای که کوهنوردان تا چه حد میتوانند به تخریب کوهستانها کمک کنند؟؟؟؟

کوهنوردان به مکانهایی دسترسی دارند که هیچ کامیون معدن، هیچ شرکت عمرانی، هیچ گله دام، وهیچ انسان عادی (غیر کوهنورد) نمیتواند به آن مکان آسیبی برساند؛

در شکاف های دیواره علم کوه پر شده از زباله هایی که انسانهای کوهنورد به آنجا منتقل کرده اند، طنابهای ثابت باقی مانده، قوطی های کنسرو،  بطریهای پلاستیکی آب،و...... آثار تخریب و آلودگی در قعر چاه های "غار پروا" دیده میشود فضولات انسانی، لباسهای کهنه، و حتی جسد انسان!!! عبور ومرور بیش از اندازه و غیر مسئولانه به دره "اندرس" آسیبهای غیر قابل جبرانی به اکو سیستم این دره زیبا که محل زندگی گونه های کمیابی از حیوانات وحشی است وارد میکندو امنیت و پاکیزگی منطقه را مورد تهدید قرار میدهد.

هدف از این تذکرات توقف کوهنودی نیست بلکه دعوت کوهنوردان به رعایت اصول اخلاقی رفتار با طبیعت میباشد . ما درقبال محیطی که در آن به ورزش مورد علاقه مان میپردازیم مسئولیم و موظفیم که این محیط را سالم نگاه داریم و به همین صورت به آیندگان بسپاریم.   

      

 

+ نوشته شده در  85/02/28ساعت 9:10  توسط اسماعیل رضائی  | 

بازخورد یک انتقاد منطقی

 Wetterhorn

 ارتفاع: 3701 متر

 دامنه : رشته کوه های آلپ شمالی

 کشور: سوئیس

 قاره  : اروپا

 عرض جغرافیایی: 6333/46

 طول جغرافیایی  :  11667/8

 درجه سختی: technical climbing 

 بهترین ماه های صعود: September،August،July

 سال اولین صعود:1845

 مراکز دسترسی مناسب:Grindel wald; Switzerland

 نزدیکترین فرودگاه اصلی:       Bern ;Switzerland

 

 

توضیحات:

Wetterhorn  مجموعه کوهی است با سه قله سنگی که هر سه قله ارتفاع یکسانی دارند و از میاندامنه های پر از برف و یخ سربرافراشته اند. این رشته کوه برای کسانی که از کووهستانها عکسبرداری میکنند، شکوه و عظمت خاصی دارد و یکی از مناطق کوهستانی مورد توجه عکاسان طبیعت در شهر گراندوایلد است که در قسمت شرقی این شهر قرار گرفته است.

علاوه بر موارد فوق این قله از جمله کوه های آلپ میباشد که صعود های زیادی بر روی آن انجام میشود.

 

سه قله سنگی این رشته کوه عبارتند از:Eiger(13025 ft) – Manch(13448 ft) -Jungfrau(13642 ft)

 

   صعود به این مجموعه نیازمند مجهز بودن به مهارتهای سنگنوردی و یخ نوردی میباشد.

در میان نام انبوهی از کسانی که موفق به صعود این قله شده اند نامهایی نظیر وینستون چرچیل به چشم میخورد که در سال 1894 موفق شد Wetterhorn   را صعود کند.

 

 منبع سایت:http://www.peakware.com/index.html

ترجمه: فاطمه احتشامی فر

+ نوشته شده در  85/02/17ساعت 23:47  توسط اسماعیل رضائی  | 

والنتاين يا اسپندار مذگان؟!

نقل از زنده رود:

 

 

وقتي به شروع و چگونگي وقوعش فكر مي كنم، بنظرم همه چيز گيج و پيچيده مي آيد! اما ظاهرا اين گيجي چندان هم عجيب ودور از انتظار نيست،چون عبارت  "ضربه فرهنگي" را چنين تعريف كرده اند: "تغييراتي در فرهنگ كه موجب به وجود آمدن گيجي، سردرگمي و هيجان مي شود."

اين ضربه چنان نرم و آهسته بر پيكر ملت ما فرود آمد كه جز گيجي و بي هويتي پي آمد آن چيزي نفهميديم!

شايد افراد زيادي را ببينيد كه كلمات Hi و Hello را با لهجه غليظ Americanاش تلفظ مي كنند. اما تعداد افرادي كه از واژه درود استفاده مي كنند، بسيار نادر است!

همينطور كلمه Thanks بيش از سپاسگزارم و Good bye بسيار راحت تر از «بدرود» در دهان ها مي چرخد. ما حتي به اين هم بسنده نكرده ايم!

اين روزها مردم برگزاري جشن ها و مناسبت هاي خارجي را نشانه تجدد، تمدن و تفاخر مي دانند.

سفره هفت سين نمي چينند، اما در آراستن درخت كريسمس اهتمام مي ورزند!

جشن شب يلدا كه به بهانه بلند شدن روز، براي شكرگزاري از بركات و نعمات خداوندي برگزار مي شده است را نمي شناسند، اما همراه و همزمان با بيگانگان روز شكرگزاري برپا مي كنند!

همه چيز را در مورد Valentine و فلسفه نامگذاريش مي دانند، اما حتي اسم "سپندار مذگان" به گوششان نخورده است.

چند سالي ست حوالي26 بهمن ماه (14 فوريه) كه مي شود هياهو و هيجان را در خيابان ها مي بينيم. مغازه هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي شود. همه جا اسم Valentine به گوش مي خورد. از هر بچه مدرسه اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند.كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي شود براي عشق!"

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق بوده است!

 جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با 29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي كردند و علاوه بر اينكه ماه ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي گرفتند.

سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت  هديه مي دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي كردند.

 

ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است، به مناسبت هاي گوناگون جشن مي گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي گذرانده اند. اين جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. از آنجايي كه ما با فرهنگ باستاني خود ناآشناييم شكوه و زيبايي اين فرهنگ با ما بيگانه شده است. نقطه مقابل ملت ما آمريكاييها هستند كه به خود جهان بيني دچار مي باشند. آنها دنيا را تنها از ديدگاه و زاويه خاص خود نگاه مي كنند. مردماني كه چنين ديدگاهي دارند، متوجه نمي شوند كه ملت هاي ديگر شيوه هاي زندگي و فرهنگ هاي متفاوتي دارند. آمريكاييها بشدت قوم پرستند و خود را محور جهان مي دانند. آنها بر اين باورند كه عادات، رسوم و ارزش هاي فرهنگي شان برتر از سايرين است. اين موضوع در بررسي عملكرد آنان بخوبي مشهود است. بعنوان مثال در حالي كه اين روزها مردم كشورهاي مختلف جهان معمولا به سه، چهار زبان مسلط مي باشند، آمريكاييها تقريبا تنها به يك زبان حرف مي زنند. همچنين مصرانه در پي اشاعه دادن جشن ها و سنت هاي خاص فرهنگ خود هستند.

"اطلاع داشتن از فرهنگ هاي ساير ملل" و "مرعوب شدن در برابر آن فرهنگ ها" دو مقوله كاملا جداست.با مرعوب شدن در برابر فرهنگ و آداب و رسوم ديگران، بي اينكه ريشه در خاك، در فرهنگ و تاريخ ما داشته باشد، اگر هم به جايي برسيم، جايي ست كه ديگران پيش از ما رسيده اند و جا خوش كرده اند!

 براي اينكه ملتي در تفكر عقيم شود، بايد هويت فرهنگي تاريخي را از او گرفت. فرهنگ مهم ترين عامل در حيات، رشد، بالندگي يا نابودي ملت ها است. هويت هر ملتي در تاريخ آن ملت نهاده شده است. اقوامي كه در تاريخ از جايگاه شامخي برخوردارند، كساني هستند كه توانسته اند به شيوه مؤثرتري خود، فرهنگ و اسطوره هاي باستاني خود را معرفي كنند و حيات خود را تا ارتفاع يك افسانه بالا برند. آنچه براي معاصرين و آيندگان حائز اهميت است، عدد افراد يك ملت و تعداد سربازاني كه در جنگ كشته شده اند نيست؛ بلكه ارزشي است كه آن ملت در زرادخانه فرهنگي بشريت دارد.

شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26 بهمن (Valentine) به 29 بهمن (سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم.

 

+ نوشته شده در  84/11/29ساعت 22:21  توسط اسماعیل رضائی  | 

مونت لوگان(غدیر یزدانی)

 

 

کوه لوگانصعود به مونت لوگان  

غدیر یزدانی  

از ماه می 1998 تا می 2000 با دوستان کانادایی کوهنوردی     های زیادی کرده بودم. در اوایل می2000 با دفتر پارک ملی    کلوانی(Kluane National Park) تماس گرفتیم و اطلاعاتی در   مورد منطقه وقله"لوگان" خواستیم. از آنجا یک نوار ویدئو    برایمان فرستادند که حاوی اطلاعاتی در مورد منطقه بود. از   گوشه وکنار و از طریق اینترنت هم مقداری اطلاعات گرفتم.

 

از دوست عزیزم "محمد نوری" هم متشکرم که از ایران برایم پوشاک وکیسه خواب فرستاد.

 

کلوانی در زبان سرخپوستی یعنی "ماهی بزرگ"، پارک ملی کلوانی در شمال غربی کانادا و هم مرز آلاسکا (ایالات متحده) است. وسعت این پارک 8500 مایل مربع میباشد وبلند ترین کوه کانادا یعنی مونت لوگان (Mt. Logan) به ارتفاع 5950 متردر آن قرار دارد. این کوه بعد از" مک کینلی"(یا دنالی،6194 متر) دومین کوه بلند آمریکای شمالی است، واز نظر وسعت بزرگترین کوه جهان است و از نظر دشواری هم ردیف کوه های سر سخت هیمالیا است بسیاری از جبهه های این کوه هنوز صعود نشده است.

 

 ارزانترین وسیله برای رفتن به منطقه اتوبوس است. بلیط معمولی اتوبوس از"ونکوور"(محل اقامت من) تا "وایت هورس" 300دلار کانادا است، اما اگر سه هفته پیش خریداری شود، 200 دلار است. بقیه هزینه ها عبارتند از: کرایه وانت از "وایت هورس" تا "هنزجانکشن"هر نفر 50 دلار ، متل در "هنزجانکشن"هر اتاق برای یک شب 65 دلار، عوارض هواپیما 30 دلار، کرایه هواپیما تا پایگاه (basecamp) جبهه شرقی لوگان 600 دلار، مواد غذایی برای یک ماه تقریبا 500 دلار برای هر نفر. بالاخره پس از بازگشت در متل یوکان شبی 85 دلار (معمولا دو شب اقامت تا رسیدن اتوبوس لازم است)

 

روز یکشنبه 17می 2000 به همراه دوست کانادایی خود ،"لوئیس نردستروم"، ونکوور را به مقصد یوکان ترک کردیم . اتوبوس ما ساعت 7صبح "مپیل ریچ" را ترک کرد، و سه شنبه 9 می در ساعت4:30 دقیقه به شهر وایت هورس در شهر یوکان رسیدیم. در اینترنت از راننده ای به نام "برنی"نام برده شده بود که میتوانست ما وبارهایمان را با وانت به "هنزجانکشن" ببرد. به او تلفن زدیم وتا ساعت 8:30 بعد از ظهر منتظر او ماندیم تا به سر قرار بیاید . ما حدود 150 کیلو گرم بار داشتیم: سه کوله پشتی بزرگ، دو عدد سورتمه، و دو ساک دستی؛ شب را در متلی در "هنز جانکشن" گذراندیم.

 

صبح که از خواب بیدار شدیم برف میبارید و همه جا سفید پوش بود. پس از خوردن صبحانه، ساعت10 صبح با راننده شب قبل به دفتر پارک رفتیم و مجوز صعود را گرفتیم و بسوی بارگاه دریاچه کلونی رفتیم. این بارگاه یک کلبه چوبی بزرگ است که بعضی از کوهنوردان در آن میمانند و بعضی دیگر چادر میزنند. ما در کنار دریاچه چادر زدیم. این دریاچه 155 مایل مربع وسعت دارد و بجز سه ماه از سال در بقیه اوقات یخ زده است، در جان پناه کوهنوردان زیادی جمع بودنند و تازه دریافتیم باید در لیست انتظار بمانیم؛ یک هواپیمای کوچک ، با دو کوهنورد –اگر هوا خوب باشد- تا پایگاهخ لوگان میرود. روز پنجشنبه تیم هشت نفری از انگلیس به پایگاه رفتند. روزهای جمعه، شنبه ویکشنبه هوا خراب و برفی بود، و این وضعیت تا ساعت 4 بعد از ظهر روز چهار شنبه 17می ادامه داشت . در این هنگام خلبان به جانپناه آمد و به ما گفت که آماده پرواز شویم ساعت 5 سوار بر هواپیمای مخصوص (Ski Plane) شدیم و در ساعت 6 بعد از ظهر به پایگاه لوگان رسیدیم........     

 

 

ادامه دارد...

+ نوشته شده در  84/11/26ساعت 23:55  توسط اسماعیل رضائی  | 

مونت لوگان


 

MOUNT LOGAN

 

 

کوه لوگان درKluane NationalPark درsouthwestern Yukon (شمال غربی شهریوکان)کشور کانادا واقع شده.

 

·         این کوه به ارتفاع 5959 متربلندترین نقطه کشور کانادا به شمار میرود و همینطور دومین قله بلند قاره آمریکای شمالی است.

·         کوه لوگان یک توده عظیم سنگی است که از میان یک یخچال طبیعی که اطراف آن را احاطه کرده است روئیده وآن بلند ترین قله از میان تمام کوههای اطراف خود در قطب شمال است.

·         یک فلات یخی با km20 طول و km5 عرض اطراف این کوه را احاطه کرده است.

·         برآمدگیها و ارتفاعات صعود نشده بیشماری سر تا سر این فلات یخی را پوشانده است.و  یک دو جین از قله های سنگی از میان این فلات یخی سر برآورده است.

·         بلند ترین توده سنگی بر آمده از این فلات یخی کوه لوگان میباشد که در مجاورت خلیج آلاسکا واقع است.

·         در مواقعی از سال طوفانهای بسیار شدیدی در اطراف و در نزدیکی این قله اتفاق میافتد

·         فصل صعود این قله از اواخر ماه April تا اوایل ماه July میباشد

·         ارتفاع صعود این قله از پای کوه 5800 متربیشتر از کوه اورست است

 

منبع سایت:www.bivouac.com

+ نوشته شده در  84/11/24ساعت 23:3  توسط اسماعیل رضائی  | 

غدیر یزدانی

 

غدير … غديرِ قَدَر

(آغاز:1 تير1338- پرواز19بهمن 1380)               

 

غدير يزداني كو‌ه‌نوردي را به صورت تفنني از نوجواني آغاز كرد  او براي نخستين بار درسال 1350 به قله‌هاي كلك‌چال و توچال صعود كرد، و دو سال بعد

 همين كار را در زمستان انجام داد. در سال 1354 نخستين صعود خود را به دماوند انجام دادو پس از آن با جديت به شكلي مستمر كوه‌نوردي را ادامه داد و تقريباً تمام كوهستان‌هاي كشور را به اين منظور زير پا نهاد. او چند سال با گروه كوه‌نوردي شكوه، و از سال 1370 با گروه كوه‌نوردان آرش فعاليت مي‌كرد.



 

          

 


 بعضي از كارهاي نوي او عبارتند از:

 

·   صعود سرعتي ديواره بيستون از مسيرهاي عقاب‌ها و جان‌پناه‌ها؛ ارديبهشت 1364

·   گشايش مسير نو روي ديواره‌ها پل خواب (مسير روجا)؛ شهريور 1364

·   صعود× تكي ديواره‌ي بيستون از مسير جان‌پناه‌ها؛ خرداد 1365

·   گشايش مسير نو روي× ديواره‌ي بيستون (مسير منصور)؛‌ شهريور 1365

·   پيمايش خط‌الرأس جوپار در زمستان× 1365

·     گشايش مسير نو روي ديواره‌ي پل خواب (مسير آگر)؛ فروردين1366 

 


                          


·   گشايش مسير نو ريو ديواره‌ي علم كوه (مسير شكوه)؛‌ شهريور 1366

·   مسير نو روي× ديواره‌ي بيستون (مسير لول سخت)؛ بهار 1368

·    تلاش براي صعود زمستاني ديواره‌ي× علم‌كوه و گشايش مسير مستقيم يخچال      پاي ديواره در زمستان؛ بهمن 1368

·   صعود× سريع مسير فرانسوي‌ها روي ديواره‌هاي علم‌كوه (در 48 ساعت از رودبارك تا قله و به روبارك)؛ 1369

 

·   تلاش براي صعود زمستاني ديواره‌هاي علم‌كوه؛ زمستان 1369

·   گشايش مسير نو روي ديواره‌ي آزادكوه در يك روز؛ خرداد 1370


                   


·   گشايش مسير× (نيمه‌كاره) روي ديواره علم‌كوه (سمت چپ كلاهك بزرگ لهستاني‌ها)؛ تيرماه 1370

·   نخستين پيمايش سبكبار غار پراو؛‌ شهريور 1372                           

·   بازگشايي مسير 1352 لهستاني‌ها× (از تراورسه‌ي فرانسوي‌ها به بالا)؛در

 تابستان 1373

·   صعود مسيرهاری روست روی دیواره علم کوه ظرف یک ساعت و45 دقیقه تابستان 1373

·   گشایش مسیر در سمت چپ مسير 1348 لهستاني‌ها؛ شهريور 1375 (نيمه‌كاره بعلت كمك‌رساني در حمل جسد مرحوم كامران سليماني)

·   شناسايي و پيمايش غار چاه‌الياس در لاريجان؛ مهرماه 1375

·   شركت در چند مرحله از صعود «امدادي» خط‌الرأس دماوند ـ علم‌كوه؛ زمستان 1375

·   صعود يك روزه‌ي ديواره‌ي يوكان سان در كره جنوبي؛ تابستان 1376

·   صعود قله‌هاي× ركسفورد، خط‌الرأس جيش‌پيك، گري بالدي پيك، پانوراما پيك، كَسِل تاور، ليدي پيك، ماندي پيك، ولچ پيك، وادينگتون، مانت ماس، جافري، وج پيك، …

·   صعود تكي ديواره‌ي 630 متري سكواميش، صعود ديواره‌ي عظيم سله‌سي (1350-Slesse:  متر) در آمريكاي شمالي؛7713 و 1378  (بيشتر از صعودها احتمالاً نخستين بار توسط يك ايراني انجام مي‌شدند)

·  نخستين صعود ايراني قله‌ي بسيار دشوار مونت‌لوگان (6050 متر، در مرز آلاسكا و× كانادا كه ارتفاع صعود آن از پاي کوه 5800متر ـ بيش از ارتفاع صعود اورست از بارگاه اصلي ـ است)؛ ارديبهشت و خرداد8137

 


                                          

 


 

غدير كوه‌نوردي خودساخته از جنوبي‌ترين نقطه تهران بود كه تمامي كارهاي كوه‌نوردي‌اش را با اتكاء به درآمد اندك خود و در نهايت سادگي به انجام رساند. او در مدت سه سالي كه در خارج از كشور زندگي ‌كرد، باز هم در شرايط سخت مهاجرت، كوه‌نوردي را كنار نگذاشت و حتي با استعداد و پشتكاري كه داشت، سطح كار خود را بلاتر برد. رفتار او اگرچه گاه تند مي‌نمود (و اين از صداقت‌اش بود)، اما قلبي داشت كه پر از مهر به هم‌نوعان و به كوه و طبيعت بود؛ از خارج از كشور، مرتباً براي هم‌‌نوردان‌اش پيام مي‌فرستاد و در اجراي شاهكارش (صعود مونت‌لوگان) پرچم ايران را همراه داشت و عكس آن را برايمان فرستاد.


 

               



از اواخر سال 79، درد جان‌سوز يك بيماري دشوار در تنش ريشه دواند؛ اما هيچ‌گاه خود را درمانده و تسليم نشان نداد، و روح بلندش همان بود كه؛ پُرشور و سرشار از زندگي. چه برنامه‌هايي (و اين بار سبك) كه پس از اظهار پزشكان كانادايي به لاعلاج بودن درد او، و بازگشتش به ايران، با او نداشتيم. و او همچنان پُرروحيه و گردن فراز بود؛ لبخندش را در جستن تولد تنها فرزنداش ـ ده روزي پيش از مرگ ـ به ياد مي‌آورم؛ بر سر سفره براي خود به اندازه‌ي ديگران غذا كشیده بود (تا شايد همه راحت باشند) اما در آخر فقط ذره‌اي خورده بود. عفريت مرگ جمسش را آب كرده بود،صدايش را قطع كرده بود، و قدرت خوردن را از او گرفته بود. آن پاها و بازوان پُرتوان، تكيده شده بود، اما او مرگ را به سخره گرفت بود و بر زندگي لبخند مي‌زد. ياد غدير براي هميشه در دل ما و همه‌ي كوه‌نوردان ايراني باقي خواهد ماند.

  

«فرصت كوتاه بود و سفر جان كاه / اما او يگانه بود و هيچ كم نداشت»

 

 

+ نوشته شده در  84/11/19ساعت 17:22  توسط اسماعیل رضائی  | 

کریستوف لافائل در ماکالو گم شد

تنها میتوان برای او دعا کرد

                                    

 

·         پس از صعود به 11 قله 8000 متري گويي بازهم تراژدي آناپورناي نود ودو که منجر به مرگ پيربگين همنورد لافائل شد رو به تکرار نهاده، اما اينبار اين لافائل است که اسير اين تراژدي ميشود

 

·        سرژکونینگ مشاور وزیر ورزش فرانسه:

 

              هرگونه عملیات امداد برای یافتن لافائل بسیار مشکل و غیر ممکن است

              چادر لافائل در ارتفاع 7000 متر یافت شد ولی اثری از او نیست

 

  • اورست نیوز:

 

 با گذشت 72 ساعت از آخرین تلاش ژان کریستوف لافائل کوهنورد39 ساله و توانمند فرانسوی برای فتح قله ماکالو هنوز هیچگونه خبری از وی در دست نیست

 

 

http://www.everestnews.com/everestnews3/jclwinter200502012005.htm

 

http://www.mounteverest.net/news.php?id=1483

 

  

  

+ نوشته شده در  84/11/12ساعت 21:15  توسط اسماعیل رضائی  | 

بازگشت

سلام به دوستان!

وبلاگ رد پای کوه نورد به روز شد کرد..... با مطلبی در مورد سرما زدگی

رد پای کوه نورد را دنبال کنید.........

 http://5671.persianblog.com/

+ نوشته شده در  84/11/09ساعت 21:21  توسط اسماعیل رضائی  | 

اعتراض یکی از اعضای گروه کوهنوردی بانوان آرش

سلام

مطلبی در وبلاگ رد پای کوه نورد درج کرده ام که حاوی اعتراض یکی از اعضای گروه آرش تهران نسبت به نحوه برخورد با یک حادثه در این گروه میباشد .

این مطلب به نظر خواهی گذاشته شده لطفا بخانید و نظرات خود را در کامنتینگ رد پای کوه نورد درج کنید. متشکرم(اسماعیل رضایی)

http://www.5671.persianblog.com/       

+ نوشته شده در  84/10/08ساعت 10:8  توسط اسماعیل رضائی  | 

(همشهری) 28/9/84

ششمين تالاب بين المللي جهان ، قرباني طرح هاي ناپايدار توسعه شده است
 
گزارش همشهري از واپسين روزهاي حيات در تالاب شادگان
010539.jpg
گروه شهري ـ مژگان جمشيدي: مرگ و مير بيش از يك ميليون ماهي در غرب تالاب بين المللي شادگان در خوزستان، با سكوت سازمان حفاظت محيط زيست طي هفته هاي اخير همچنان ادامه دارد.
درحالي كه ۱۰ روز از تهيه اين گزارش توسط خبرنگار اعزامي همشهري به خوزستان مي گذرد تلاش براي دريافت پاسخ درباره علت مرگ ماهي ها از سازمان محيط زيست بي نتيجه مانده و اين سازمان تاكنون از انتشار اين خبر خودداري كرده است!
به گزارش خبرنگار ما، ماهي هاي مرده به صورت لكه هاي وسيعي به عرض ۳-۲ متر و به طول ۸ كيلومتر از محل كانال تخليه زهاب مزارع نيشكر مربوط به شركت توسعه نيشكر شروع شده و تا حاشيه غرب تالاب بين المللي شادگان ادامه دارد.
كانال مذكور، زهاب مربوط به زهكش هاي مزارع توسعه نيشكر مجتمع كشت و صنعت فارابي، سلمان و دعبل را كه حاوي مقادير زيادي كودهاي نيترات و سموم علف كش و  آفت كش و درصد بالايي از نمك است به تالاب بين المللي شادگان مي ريزد.
اين زهكش ها به دليل جذب شوري بيش از حد خاك در مزارع نيشكر خوزستان ايجاد شده كه زهاب آن حاوي مقادير زيادي نمك است كه از سال ۸۰ اين زهاب در داخل تالاب شادگان تخليه مي شود و هرساله ميليون ها ماهي و هزاران قطعه پرنده به دليل افزايش شوري آب و سموم تلف مي شوند.
درعين حال علي رغم آگاهي مسئولان سازمان محيط زيست از پيامدهاي مخرب زهاب مزارع نيشكر بر اكوسيستم هاي آبي، رييس وقت سازمان حفاظت محيط زيست در تاريخ ۲۰/۴/۱۳۸۰ باتوجه به بروز خشكسالي و پايين آمدن دبي آب رودخانه هاي ورودي به تالاب دستور تخليه زهاب مزارع نيشكر به صورت موقت به تالاب شادگان را صادر كرد و مقرر شد تحقيقات لازم درباره تاثير زهاب نيشكر بر روي اكوسيستم تالاب شادگان توسط اين سازمان در همان سال به عمل آيد اما با گذشت بيش از ۴ سال همچنان زهاب مزارع نيشكر بدون ممانعت سازمان محيط زيست به تالاب شادگان سرازير مي شود!
تالاب بين المللي شادگان با ۴۰۰ هزار هكتار وسعت از بين بيش از ۱۳۰۰ تالاب ثبت شده در فهرست كنوانسيون حفاظت از تالاب ها (موسوم به كنوانسيون رامسر) در ژنو، عنوان ششمين تالاب بين المللي ايران و جهان را با خود يدك مي كشد. اين تالاب مهمترين زيستگاه گونه كمياب اردك مرمري در جهان است كه ۶۰-۳۰ درصد جمعيت جهاني اين پرنده درحال حاضر در شادگان زيست مي كنند.
اما تخليه آلودگي نفتي بندر امام، بمب هاي شيميايي رژيم صدام مربوط به دوران جنگ تحميلي، عبور خط لوله نفت و نشت نفت به تالاب، تخليه زباله هاي سمي پالايشگاه آبادان موسوم به گيسي در داخل تالاب در سال گذشته و تخليه زهاب مزارع نيشكر خوزستان اين تالاب را در آستانه نابودي كامل قرار داده است و هم اكنون در فهرست تالاب هاي در معرض نابودي جهان ثبت شده است.
+ نوشته شده در  84/09/28ساعت 21:56  توسط اسماعیل رضائی  | 

حفاظت از کوهستان


 

کوه ها؛ هستی سازان خاموش

 

آیاتاکنون فکرکرده ایدکه اگردر ایران کوه های بلند نداشتیم، وضع سرزمینی ما چگونه بود؟

 ایران در "کمربند خشک" نیم کره شمالی قرار دارد، و اگر کوه ها که سبب به دام افتادن ابر ها وبارش باران وبرف هستند، نبودند، سیمای کشور تماما بیابانی بود.

وجود رشته کوه زاگرس در غرب، سبب بارش از محل جبهه های مدیترانه ای می شود ؛ شکل گیری چمنزارها ونیز پوشش جنگلی زاگرس، به برکت همین بارش ها است.

همچنین ذخیره برفی این کوه ها، پشتوانه جریان دائمی بزرگترین رودخانه های ایران (کارون، کرخه، دز، سفید رود، زاینده رود،و......)است.

در شمال کوه های البرز همچون گهواره ای است که رطوبت دریای مازندران را در خود میگیرد و بارش پر مهر خود را بر کوه پایه ها و دشتها می ریزد و نگین سبزی را در این گستره بیابانی بی پایان پدید آورده است . اگر این کوه ها نبودند، کناره جنوبی این دریا هم مانند کناره های شرقی و شمالی آن ، بدون پوشش درختی بود وحتی چهره بیابانی می یافت.

در جهان نیمی از آب های شیرین از کوه ها سرچشمه میگیرند، اما در ایران تقریبا تمامی آبهای شیرین منشاء کوهستانی دارند؛ ما در کشورمان نه مانند کانادا و نروژ یخچالهای بزرگ و یخ پهنه های طبیعی داریم که رودخانه ها و دریاچه های آب شیرین را پدید آورند، ونه مانند سرزمینهای کمربند استوایی(در کشورهایی مانند برزیل ،فیلیپین ، اندونزی ، ..) بارانهای مداوم که امکان کشاورزی بدون آبیاری را فراهم آورد. در اینجا، زندگانی تقریبا به کلی مدیون کوه ها است، چه به واسطه رودخانه هایی که از کوه ها سرچشمه میگیرندوچه به خاطر سفره های آب زیر زمینی که عمدتا از کوه ها تغذیه می شوند واز دیر باز با سازه های پر کاری همچون قنات ها به دشت آورده شده اند.

کوه ها همجنین بزرگترین تامین کننده علوفه برای دامهای ما، تامین کننده چوب وگیاهان دارویی ومواد معدنی ، وگسترده ترین تفرج گاههای ما ، ودر بر گیرنده آثار تاریخی ومیراث فرهنگی متنوع هستند. با این وجود ، آگاهی نسبت به اهمیت کوه ها در ایران(و بسیاری از دیگرنقاط جهان) ناچیز است، و همین امر سبب غفلت از لزوم حفاظت آنها و پیش گرفتن شیوه های "استفاده پایدار" از آنها شده است. گویی منابع کوهستان پایان ناپذیرند ومیتوان بی هیچ محدویتی وبا هر شیوه ای از آنها سود جست : چندین برابر ظرفیت تولید علوفه دام به کوه ها گسیل میداریم ، با شیوه های مخرب وبی رحمانه به راهسازی و معدن کاوی در کوه می پردازیم؛ جنگل های کوهستانی را پاک تراشی میکنیم و می پنداریم ک این درختان به سرعت و دوباره سربرمی آورند ؛ زباله و مواد شیمیایی وپسآبها را غیر مسئولانه در دره ها و رودخانه ها رها میکنیم ؛ ودرگردشهایمان، پسماند ها را رها میکنیم ، علف ها را می چینیم و دامنه ها را خراب میکنیم .

 

کوه ها را دریابیم ودرحفاظت آنها بکوشیم ؛

                            

                          آنها دوباره ساخته نمیشوند!!!

                  

  عباس محمدی        

+ نوشته شده در  84/09/25ساعت 17:50  توسط اسماعیل رضائی  | 

سلام بر کوهیاران

به نام هم رهی ، هم دلی ، هم زبانی

    

           به نام هم سرایی ،هم صدایی تا رهایی

 

 به نام خاک کفش پویندگان راستین اوجهای بلند و پاک که گشایشگر راه آیند گانند

 

 

از اینکه به عنوان یکی از نویسندگان این وبلاگ گروهی پذیرفته شده ام بسیار خرسندم و امیدوارم که این فضای کوچک باعث نزدیکتر شدن ارتباطات کوهنوردان در یک محیط دوستانه  سرشار از روحیه، نشاط ، انتقاد ، پیشنهاد و احترام متقابل باشد.

 

نظر مخاطبین را به خواندن وبلاگ رد پای کوه نوردجلب میکنم امید که مطالب گنجانده شده در قالب این وبلاگ برای شما کوهیار عزیز مفید واقع شود. 

 

www.5671.persianblog.com

 

همیشه بر اوج و سر فرازباشید

 

 

+ نوشته شده در  84/09/19ساعت 21:47  توسط اسماعیل رضائی  |